دانلود رایگان ترجمه مقاله تشابهات و تفاوت های بین مدیریت و رهبری (سال ۲۰۱۲) (ترجمه ارزان – نقره ای ⭐️⭐️)

logo-4

 

 

این مقاله انگلیسی ISI در نشریه الزویر در ۱۰ صفحه در سال ۲۰۱۲ منتشر شده و ترجمه آن ۲۱ صفحه میباشد. کیفیت ترجمه این مقاله ارزان – نقره ای ⭐️⭐️ بوده و به صورت کامل ترجمه شده است.

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

تشابهات و تفاوت های بین مدیریت و رهبری

عنوان انگلیسی مقاله:

Similarities And Differences Between Management And Leadership

 
 
 
 
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۲۰۱۲
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۱۰ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله مدیریت
گرایش های مرتبط با این مقاله مدیریت اجرایی
کلمات کلیدی مدیریت، رهبری، مدیر، رهبر
ارائه شده از دانشگاه رومانی
رفرنس دارد  
کد محصول F1229

 

مشخصات و وضعیت ترجمه فارسی این مقاله (Word)
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۲۱ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
ترجمه عناوین جداول ترجمه شده است ✓ 
ترجمه متون داخل جداول ترجمه شده است 
درج جداول در فایل ترجمه درج شده است  
منابع داخل متن به صورت عدد درج شده است  
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 

 

فهرست مطالب

چکیده
۱-ملاحظاتی در مورد مدیریت و رهبری
۲-طبقه بندی مدیران و ویژگی های یک مدیر خوب
۳-ملزومات مربوط به مهارت های فکری
۴-عملکرد رهبری
۵- ویژگی های یک رهبر خوب
۶- نتیجه گیری

 

 

بخشی از ترجمه
 چکیده
مدیریت، فرایند هدف گذاری و دست یابی به اهداف سازمانی از طریق کارکرد های آن یعنی: پیش بینی، سازمان دهی، هماهنگ سازی، آموزش و پایش-ارزیابی می باشد. رهبری، توانایی تاثیر گذاری، سایرین را وادار کردن برای تبعیت از شما، توانایی راهنمایی، طرف انسانی کسب و کار برای “معلم” می باشد. علاقه به موضوع رهبری در اوایل قرن بیستم افزایش یافت. تئوری های اولیه در مورد رهبری بر خصوصیات متمایز بین رهبران و پیروان متمرکز بودند، در حالی که نظریه های بعدی، دیگر متغیر ها نظیر عوامل وضعیتی و سطوح مهارت را در نظر گرفتند.
سایر ملاحظات بر ابعادی تاکید می کنند که مدیریت رهبری را از هم تفکیک کرده و آن ها را دو فرایند کاملا متفاوت در نظر می گیرند.کلمات “مدیر و رهبر”، اغلب اوقات به منظور تمایز یک فرد که رهبری می کند استفاده می شوند با این حال آن ها خصوصیات متفاوتی دارند و تفاوت اصلی بین آن ها در شیوه انگیزش و تهییج افراد زیر دستان و پیروان آن ها می باشد.
تفاوت بین مدیریت و رهبری ساده است. مدیریت یک حرفه است. رهبری یک نوع هنر است. یک رهبر فردی است که پیروان و افراد به دلیل انتخاب خود از او به طور طبیعی پیروی می کنند، در حالی که یک مدیر بایستی مورد اطاعت و فرمانبرداری واقع شود( افراد باید از او اطاعت کنند). یک مدیرممکن است تنها موقعیت و قدرت خود را با گذشت زمان و وفاداری به شرکت بدست آورده باشد نه به دلیل مهارت های رهبری خود. یک رهبر ممکن است هیچ گونه مهارت سازمانی نداشته باشد ولی دیدگاه او، افراد را پشت سر او متحد می کند.
رهبری و مدیریت دو مفهومی می باشند که اغلب به جای هم مورد استفاده قرار می گیرند. با این حال، این کلمات در واقع دو مفهوم متفاوت را توصیف می کنند.
رهبری، مولفه اصلی تغییر، ایجاد دیدگاه و فداکاری لازم برای تحقق آن است. رهبری، مهارتی است که با آموزش، تجربیات، تعامل با افراد و الهام گیری از آن ها و البته عمل تشکیل می شود. رهبری موثر تا حد زیادی بستگی به شیوه تعریف، دنبال کردن و تسهیم دیدگاه رهبران با پیروان دارد.
رهبری تنها یک جزء و مولفه مهم از فرایند هدایت می باشد. یک مدیر نه تنها می تواند یک رهبر باشد، بلکه او برای کارامد و موثر تر شدن نیاز به قدرت رسمی دارد.
 
۱-ملاحظاتی در مورد مدیریت و رهبری
مدیریت، فرایند هدف گذاری و دست یابی به اهداف سازمانی از طریق کارکرد های آن یعنی: پیش بینی، سازمان دهی، هماهنگ سازی، آموزش و پایش-ارزیابی می باشد.
مدیریت، در وهله اول بر ابعاد اجرایی یک رهبر کسب و کار متمرکز است و رهبری، یک فرایند تاثیر گذاری بین رهبر و اعضای تیم با هدف دست یابی به اهداف مشترک است.
To manage: به معنی مدیریت کردن، کنترل چیزی را در دست گرفتن، هماهنگ سازی برای دست یابی به هدف، رفتار محتاطانه با کارکنان، علاقه مند بودن به همه ابعاد کسب و کار و غیره می باشد
Manager( مدیر) فردی است که: دارای تعدادی زیر دست می باشد که دستور العمل ها و خط مشی هایی را برای هر اقدام ارایه می کند، و در هر اموری تصمیم گیرنده است. Leader( رهبر): فردی است که مورد قبول سایرین است(هم چنین سایرین اقدامات او را قبول دارند)، یک مرجع( الگو) است، فردی است که راهنمایی می کند.
Management( مدیریت) به معنی: اداره کردن، تعیین مسیر و کنترل چیزی یا کسی، دارای قابلیت اجرایی، یک معلم با فعالیت آکادمیکی یا فنی.
برخی از مفاهیم و تعاریف مختلف داده ها توسط نظریه پردازان و متخصصان مختلف در زمینه مدیریت شامل موارد ذیل هستند: فردریکدبلیوتیلور، در کتاب خود با عنوان” مدیریت فروشگاه” که در ۱۹۰۳ منتشر شد، مدیریت را به صورت ذیل تعریف کرده است: آگاهی از آن چه که افراد می خواهند انجام دهند و نظارت بر آن ها به منظور انجام این کار به بهترین و کم هزینه ترین شکل ممکن. هنری فایول در کتاب خود با عنوان مدیریت صنعتی و عمومی، که در ۱۹۱۶ منتشر شد، بیان می دارد که با توجه به ابزار فراهم آوری، سازمان دهی، فرمان دادن، هماهنگی و کنترل، اخیرا، مدیریت به صورت ذیل تعریف می شود:دیدگاه ای. مکنزی که در نوامبر ۱۹۶۹ در مجله هاروارد بیزینس ریویو منتشر شد، مدیریت در بر گیرنده پیاده سازی سه عنصر اساسی- ایده ها، اشیا و افراد- می باشد که اهداف دیگری را به نوبه خود ایجاد می کند. پیتر دراکر بر این باور است که مدیریت معادل با مدیریت مردم است، اصطلاح” مدیریت” تنها حس تعبیری برای رئیس است. مهم ترین و شاید تنها وظیفه یک مدیر، تجهیز و بسیج واحد مدیریت انرژی برای انجام برخی کار های مشخص و تعریف شده است و به گفته دارکر، موفقیت در آزمون، دست یابی به کارایی بالا و سازگاری در برابر تغییرات خارجی است.
یک راهنما( هدایت کردن) به معنی: نشان دادن راه، شیوه، تاثیر گذاری، ترغیب و الگوبرداری است.
رهبری: توانایی تاثیر گذاری، وادار کردن سایرین برای تبعیت از شما، توانایی راهنمایی، طرف عرضه کسب و کار برای معلم است.
رهبری توانایی تاثیر گذاری بر برخی از افراد و گروه ها، سمت و سو بخشیدن به تلاش های آن ها در دست یابی به اهداف سازمانی(۱) است.
ما در زندگی روز مره با برخی از افرادی مواجه می شویم که به دلایل خاص خود( که تنها برای خودشان مشخص است) از سایرین پیروی می کنند. در صورتی که ما از یک مثال ساده شروع کنیم در یک همایش یا سازمان دهی رویداد خاص، افرادی را می یابیم که یک سری ویژگی ها و مهارت های رهبری است و می تواند به سایرین بگوید که چه کار باید بکنند و هم زمان به آن ها احترام می گذارد و در عین حال از طرف آن ها نیز محترم شمرده می شود.
تعداد بسیار زیادی از نظریات فرض می کنند که قابلیت رهبری، یک توانایی ذاتی است- رهبران بزرگ، رهبر به دنیا می آیند و رهبری آن ها اکتسابی نیست. این تئوری ها اغلب رهبران بزرگ را قهرمان و اسطوره ای در نظر می گیرند که در صورت نیاز قادر به رهبری می باشند. عبارت مرد بزرگ به این دلیل استفاده شد که در آن زمان رهبری عمدتا به عنوان یک مهارت مردانه به ویژه از حیث رهبری نظامی تصور می شد. در مورد تئوری رهبری مرد بزرگ، اطلاعات بیشتری کسب کنید.
تئوری های صفات که از برخی جهات مشابه با تئوری های مرد بزرگ می باشند، فرض می دارند که افراد، یک سری مهارت ها و صفات خاص را که موجب می شوند آن ها تبدیل به رهبر خوبی شوند به صورت ذاتی به ارث می برند. تئوری های صفات، اغلب خصوصیات رفتاری و شخصیت ویژه مشترک بین رهبران را شناسایی می کند. در صورتی که صفات خاص، ویژگی های کلیدی رهبری باشند، آنگاه در باره افرادی را که دارای این ویژگی ها می باشند ولی رهبر نیستند چه می توان گفت؟ این سوال، یکی از مسائل و مشکلات مهم در استفاده از تئوری های صفات برای توجیه و توضیح رهبری است.علاقه به موضوع رهبری در اوایل قرن بیستم افزایش یافت. تئوری های اولیه در مورد رهبری بر خصوصیات متمایز بین رهبران و پیروان متمرکز بودند، در حالی که نظریه های بعدی، دیگر متغیر ها نظیر عوامل وضعیتی و سطوح مهارت را در نظر گرفتند. اگرچه تعداد بسیار زیادی از تئوری های رهبری مختلف ظهور یافتندف ولی اکثر آن ها را می توان در هشت نوع اصلی طبقه بندی کرد:
نظری اقتضایی رهبری بر متغیر های ویژه مربوط به محیط متمرکز است که تعیین می کند کدام سبک خاص رهبری برای کدام شرایط مناسب ترین است. بر اساس این تئوری، هیچ گونه سبک رهبری خاص در همه شرایط، بهترین سبک نیست. موفقیت بستگی به تعدادی از متغیر ها دارد از جمله سبک رهبری، ویژگی های پیروان و ابعاد وضعیت.
تئوری های وضعیتی بیان می دارند که رهبران، بهترین مسیر و شیوه را بر اساس متغیر های وضعیتی انتخاب می کنند. سبک های مختلف رهبری می توانند برای انواع خاص تصمیم گیری مناسب تر باشند.
تئوری های رفتاری رهبری، بر اساس این باور می باشند که رهبران بزرگ، رهبر به دنیا نمی آیند، بلکه ساخته می شوند. این تئوری رهبری که ریشه در نظریه رفتار گرایی دارد، بر اقدامات رهبران، و نه بر مهارت های ذهنی و یا حالات درونی آن ها متمرکز است. بر اساس این تئوری، افراد می توانند ازطریق آموزش و مشاهده، یاد بگیرند و تبدیل به رهبر شوند.
تئوری های رهبری مشارکتی پیشنهاد می کنند که سبک رهبری ایده اال، سبکی است که کمک و نهاده های سایر افراد را در نظر می گیرد. این رهبران اعضای گروه را تشویق به مشارکت و کمک می کنند و به اعضای گروه کمک می کنند تا احساس مهم بودن داشته و به فرایند تصمیم گیری متعهد باشند. با این حال، در تئوری های مشارکتی، رهبر حق استفاده از نیرو ها و نهاده های سایرین را دارد.
نظریات مدیریت، که موسوم به نظریات تحول گرا است، بر نقش نظارت، سازمان دهی و عملکرد گروهی تاکید دارد. این تئوری ها، رهبری را بر اساس سیستم پاداش و مجازات پایه گذاری می کنند. تئوری های مدیریتی اغلب در کسب و کار استفاده می شوند. زمانی که کارکنان موفق هستند، به آن ها پاداش داده می شود و زمانی که با شکست مواجه می شوند، توبیخ یا تنبیه می شوند. در مورد تئوری های رهبری تحول گرایانه، اطلاعات بیشتری کسب کنید.
تئوری های رابطه ای که موسوم به تئوری های تبادلی است، بر ارتباطات ایجاد شده بین رهبران و پیروان تاکید دارند. رهبران تبادلی، با کمک به اعضای گروه برای دیدن توانایی و قابلیت بالای خود برای انجام وظایفشان، به آن ها انگیزه می بخشند. این رهبران بر عملکرد اعضای گروه تاکید دارند و در عین حال از تک تک افراد می خواهند تا پتانسیل خود را شکوفا کند. این نوع از رهبران اغلب دارای استاندارد های اخلاقی بالایی هستند.
نظریه پردازان مربوط به این رشته چهار اظهار حقیقی را از شروع رهبری با قابلیت فرد برای رهبری ارایه کرده اند:
• شما برای رهبری باید بر دیگران تاثیر بگذارید
• در جایی که رهبر وجود دارد، افرادی وجود دارند که از آن ها پیروی کنند
• رهبران تمایل دارند تا در زمان های نیاز ظهور یابند
• رهبران معمولا می داند که به دنبال چه چیزی هستند و چرا؟
نخستین نتیجه ای که بایستی به خاطر سپرد این است که رهبران باید مهارت هایی را برای تاثیر گذاری بر باور ها و احساسات دیگران داشته باشند و این مهارت ها را دارند.
رهبر بودن یک چیز شخصی است، ولی همه مدیران نمی توانند رهبر باشند و یا همه رهبران می توانند مدیر باشند.
مدیران موجب بهتر شدن کار ها می شوند ولی کار های خوب توسط رهبران انجام می شوند.
این مسئله بدیهی است که عبارات مدیریت و رهبری، ارتباط تنگاتنگی با هم دارند و اغلب اوقات به جای هم استفاده می شوند.نگرانی ها و مسائل در خصوص توضیح و درک پدیده های رهبری در اوایل ۱۹۹۰ میلادی به ظهور پیوستند ، اولین مطالعه توسط ال. ام. ترمن ۱۹۰۴ در رابطه با ویژگی های رهبران موفق بود.
ایشان در رابطه با مسائل اولیه در خصوص پدیده مدیریت، بر ویژگی های شخصی رهبران موفق پرداخته و فهرست فعالیت ها و وظایفی که رهبران انجام می دهند را گزارش کردند.
امروزه، پدیده رهبری، به صورت یک فرایند دینامیک گروهی پیچیده در نظر گرفته می شود که به معنی فرایند پویای سازمان دهی و هماهنگ سازی یک گروه در یک زمینه یا شرایط سازمانی خاص در راستای انجام وظایف و دست یابی به اهداف می باشد. برای مثال، پدیده موسوم به رهبری عمدتا در ارتش( اسکندر کبیر،چنگیز خان و غیره) یا در جوامع در شرایط خاص( موسی)، مذاهب(یهود، بودا، محمد و غیره) متجلی می شوند. و امروزه در زمینه های مختلف دیگر تجلی یافته است: سیاست های دولت، ورزش، کسب و کار و غیره. زمینه اصلی که در آن تجلی و ظهور رهبری لازم است، کسب و کار می باشد. آن ها در فعالیت سازمان به این نتیجه رسیده اند که پیامد های پدیده های TEAM( تیم) و LEADER(رهبر) منجر به یک عملکرد برتر می شود. مدیران هم چنین می خواهند تا عنوان رهبر را نیز از آن خود کنند. به دو لقب زیر توجه کنید: مدیر و رهبر. آن ها در هر سازمانی که دارای سلسله مراتب است یافت می شوند. مدیر در برابر رهبر.
در این زمینه، رهبری، به عنوان یک پدیده، به طور خود کار، تاثیر را فرض کرده و اعمال می کند و این دو فرایند را در نظر می گیرد: رهبری و مدیریت.
برخی از رهیافت ها در نظر می گیرند که این دو فرایند با هم، هم پوشانی دارند به این معنی که آن ها به مفهوم رهبری، هدایت و مدیریت که معانی یکسانی دارند در نظر گرفته می شوند.
سایر ملاحظات بر ابعادی تاکید می کنند که مدیریت و رهبری را از هم تفکیک کرده و آن ها را دو فرایند کاملا متفاوت در نظر می گیرند.
کلمات مدیر و رهبر، اغلب اوقات به منظور تمایز یک فرد که رهبری می کند استفاده می شوند با این حال آن ها خصوصیات متفاوتی دارند و تفاوت اصلی بین آن ها در شیوه انگیزش و تهییج افراد زیر دستان و پیروان آن ها می باشد.
اهداف، استدلال ها و روش های مورد استفاده توسط رهبران متفاوت می باشند. ما یک ویژگی مشترک را در نظر می گیریم: ترغیب: توانایی متقاعد سازی و تاثیر گذاری. از این روی، بسیاری از بحث ها در این خصوص بر ریشه پدیده تاکید دارند: ذاتی یا اکتسابی
در این جا، ایده ها و نظریات تقسیم می شوند. برخی این قابلیت را کاملا ذاتی در نظر می گیرند. سایرین می گویند که شما می توانید شیوه رهبری را به صورت اکتسابی به دست بیاورید.
به نظر پی. دراکر، رهبری توانایی بالا بردن دیدگاه انسان به یک افق وسیع تر، بالا بردن استاندارد کارایی فعالیت انسان و توانایی تشکیل شخصیت ها، و فراتر رفتن از مرز های معمول که آن را محصور کرده اند می باشد(۲)

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Abstract

Management is the process of setting and achieving organizational goals through its functions: forecasting, organization, coordination, training and monitoring-evaluation.Leadership is: the ability to influence, to make others follow you, the ability to guide, the human side of business for “teacher”. Interest in leadership increased during the early part of the twentieth century. Early leadership theories focused on what qualities distinguished between leaders and followers, while subsequent theories looked at other variables such as situational factors and skill levels.

Other considerations emphasize aspects that separate management of leadership, calling them two completely different processes.The words manager and lider are very often used to designate the same person who leads, however, they represent different realities and the main difference arises form the way in which people around are motivated.

The difference between being a manager and being a leader is simple. Management is a career. Leadership is a calling. A leader is someone who people naturally follow through their own choice, whereas a manager must be obeyed. A manager may only have obtained his position of authority through time and loyalty given to the company, not as a result of his leadership qualities. A leader may have no organisational skills, but his vision unites people behind him.

Leadership and management are two notions that are often used interchangeably. However, these words actually describe two different concepts. Leadership is the main component of change, providing vision, and dedication necessary for its realization. Leadership is a skill that is formed by education, experiences, interaction with people and inspiring, of course, practice. Effective leadership depends largely on how their leaders define, follow and share the vision to followers.

Leadership is just one important component of the directing function. A manager cannot just be a leader, he also needs formal authority to be effective.

I. Considerations on management and leadership 

Management is the process of setting and achieving organizational goals through its functions: forecasting, organization, coordination, training and monitoring-evaluation.

Management focuses primarily on the administrative aspects of a business leader and leadership is a process of influence between leader and team members, aiming at achieving common goals.

“To manage” means: to manage, take control, coordinate, used to achieve the goal, to be wary of employees, to have interest in all aspects of business, etc.. “Manager” is one who: has subordinates, provides directions to any action, is the decision maker in any endeavor.

“Leader” is one who: is acceptance of others (and their consequences), is a reference (model), who guides. “Management” means: the management, direction and control of something or someone, executive ability, the technical or academic activity “teacher”.

Multiple meanings and definitions of data by different theorists and practitioners of management time, Here are some: Frederick W. Taylor defined management in his book Shop Management, published in 1903, as “knowing what people want to do and supervise them to make this the best way and cheapest “Henri Fayol, in his book Administration Industrielle et general, published in 1916, stated that” given the means to provide, organize, command, coordinate and control “More recently, management is defined as: the A.Mackensie’s opinion, expressed in November 1969 in Harvard Business Review, management is” the manager operates the three elements of fundamental -, ideas, things and people -; making the other objectives “Peter Drucker believes that management is equivalent to” people management “, the term” management “is just a euphemism for” chief “. “The main and perhaps the only task is to mobilize energy management unit for meeting known and defined tasks”, and test success, says Drucker, is to “achieve high efficiency and adapt to external changes.”

“A guide (to lead) means: to show the way, method, to influence, to persuade, to model. “Leadership” is: the ability to influence, to make others follow you, the ability to guide, the human side of business for “teacher”. Leadership is “the ability to influence some persons and groups, directing their efforts in completing organizational objectives” [1] We find in everyday life that some people are following others for various reasons known only to them. If we start from a simple example, met in organizing an event, a conference, we find a person holding a series of so – called qualities of leadership, can tell others what to do and simultaneously give them respect, but also to earn their respect.

Great many theories assume that the capacity for leadership is inherent – that great leaders are born, not made. These theories often portray great leaders as heroic, mythic and destined to rise to leadership when needed. The term “Great Man” was used because, at the time, leadership was thought of primarily as a male quality, especially in terms of military leadership. Learn more about the great man theory of leadership.

Similar in some ways to “Great Man” theories, trait theories assume that people inherit certain qualities and traits that make them better suited to leadership. Trait theories often identify particular personality or behavioral characteristics shared by leaders. If particular traits are key features of leadership, then how do we explain people who possess those qualities but are not leaders? This question is one of the difficulties in using trait theories to explain leadership.

Interest in leadership increased during the early part of the twentieth century. Early leadership theories focused on what qualities distinguished between leaders and followers, while subsequent theories looked at other variables such as situational factors and skill levels. While many different leadership theories have emerged, most can be classified as one of eight major types:

Contingency theories of leadership focus on particular variables related to the environment that might determine which particular style of leadership is best suited for the situation. According to this theory, no leadership style is best in all situations. Success depends upon a number of variables, including the leadership style, qualities of the followers and aspects of the situation.

Situational theories propose that leaders choose the best course of action based upon situational variables. Different styles of leadership may be more appropriate for certain types of decision-making. Behavioral theories of leadership are based upon the belief that great leaders are made, not born. Rooted in behaviorism, this leadership theory focuses on the actions of leaders not on mental qualities or internal states. According to this theory, people can learn to become leaders through teaching and observation. Participative leadership theories suggest that the ideal leadership style is one that takes the input of others into account. These leaders encourage participation and contributions from group members and help group members feel more relevant and committed to the decision-making process. In participative theories, however, the leader retains the right to allow the input of others.

Management theories, also known as transactional theories, focus on the role of supervision, organization and group performance. These theories base leadership on a system of rewards and punishments. Managerial theories are often used in business; when employees are successful, they are rewarded; when they fail, they are reprimanded or punished. Learn more about theories of transactional leadership.

Relationship theories, also known as transformational theories, focus upon the connections formed between leaders and followers. Transformational leaders motivate and inspire people by helping group members see the importance and higher good of the task. These leaders are focused on the performance of group members, but also want each person to fulfill his or her potential. Leaders with this style often have high ethical and moral standards.

Theorists in the field have associated from the beginning the leadership with the capacity of a person to lead, existing in this sense four true statements: a. To lead you have to influence others. b Where there are leaders there are people who follow them. c Leaders tend to come forth especially in times of need. d Leaders always know what they want to achieve and why. A first conclusion that has to be remebered is that leaders have and should have skills to influence beliefs and feelings of others. Being a leader is a personal thing, but not all managers can be leaders or all leaders can be managers. Things are better made by managers and good things are made by leaders.

It is undeniable that the terms management and leadership are highly interrelated, very often being used interchangeably. Concerns about explaining and understanding the phenomenona of leadership have emerged in the early 1900s, the first studies of L.M.Terman (1904) on the characteristics of successful leaders. In terms of the first concerns about the phenomenon of leadership, they focused on personal characteristics of successful leaders, continuing listing the functions and activities that the leader meets.

Nowadays, the phenomenon of leadership is appreciated as a complex group dynamics process, meaning a dynamic process of organizing and coordinating a group, in a specific organizational context in order to undertake tasks or goals. For example, the phenomenon called leadersip manifested mainly in the army (Alexander the Great, Genghis Khan, etc.), or in communities in certain circumstances (Moses), religious (Jesus, Buddha, Mohammed, etc.). And today is manifested in different areas: state politics, sport, business etc. The main area in which the manifestation of lidership is wanted is business. In the activity of an organization they met with the conclusion that the implications of the phenomenona “TEAM” and “LEADER” brings about a superior performance. Managers want to win also the title of leader. Note the two labels: manager and leader. They are found in any organization where there is a hierarchy. Manager vs. Leader.

In this context, leadership as a phenomenon automatically assumes and exercises influence and includes these two processes: leadership and management. Some approaches consider that these two processes overlap, meaning that they can be assimilated to the notion of leading, leadership and management reflecting the same meaning. Other considerations emphasize aspects that separate management of leadership, calling them two completely different processes. The words manager and lider are very often used to designate the same person who leads, however, they represent different realities and the main difference arises form the way in which people around are motivated. Goals, arguments, methods used by the leaders were very different. We notice a common attribute: persuasion – its ability to persuade and influence. Therefore most discussions on this topic are on the origin of the phenomenon: native or acquired. Here the opinions are divided. Some consider this ability as obviously native; others say you can learn how to be a leader.

In the view of P. Drucker, “Leadership is the ability to raise human vision to a broader horizon, to bring the efficiency of human activity to higher standards and also the ability to form personalities, transcending beyond its usual boundaries that limit it”. [۲]

 

 

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

تشابهات و تفاوت های بین مدیریت و رهبری

عنوان انگلیسی مقاله:

Similarities And Differences Between Management And Leadership

 
 
 
 
 

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *