دانلود ترجمه مقاله برخی از کاربردهای داده های شادکامی در اقتصاد (Aeaweb سال ۲۰۰۶) (ترجمه ویژه – طلایی ⭐️⭐️⭐️)

Translation3

 

 

این مقاله انگلیسی ISI در نشریه Aeaweb در ۲۲ صفحه در سال ۲۰۰۶ منتشر شده و ترجمه آن ۲۹ صفحه میباشد. کیفیت ترجمه این مقاله ویژه – طلایی ⭐️⭐️⭐️ بوده و به صورت کامل ترجمه شده است.

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

برخی از کاربردهای داده های شادکامی در اقتصاد

عنوان انگلیسی مقاله:

Some Uses of Happiness Data in Economics

 

 

مشخصات مقاله انگلیسی 
فرمت مقاله انگلیسی pdf و ورد تایپ شده با قابلیت ویرایش
سال انتشار ۲۰۰۶
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۲۲ صفحه با فرمت pdf
نوع مقاله ISI
نوع ارائه مقاله ژورنال
رشته های مرتبط با این مقاله اقتصاد ؛ روانشناسی
گرایش های مرتبط با این مقاله اقتصاد مالی و روانشناسی عمومی
چاپ شده در مجله (ژورنال) مجله چشم انداز اقتصادی – Journal of Economic Perspectives
ارائه شده از دانشگاه دانشکده بازرگانی هاروارد، دانشگاه هاروارد، کمبریج، ماساچوست
نویسندگان Rafael Di Tella – Robert MacCulloch
شناسه دیجیتال – doi https://doi.org/10.1257/089533006776526111
بیس نیست 
مدل مفهومی ندارد 
پرسشنامه ندارد 
متغیر دارد 
رفرنس دارای رفرنس در داخل متن و انتهای مقاله
کد محصول ۱۱۱۶۱
نشریه  Aeaweb

 

مشخصات و وضعیت ترجمه فارسی این مقاله 
فرمت ترجمه مقاله pdf و ورد تایپ شده با قابلیت ویرایش
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
کیفیت ترجمه ویژه – طلایی ⭐️⭐️⭐️
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۲۹ (۳ صفحه رفرنس انگلیسی) صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
ترجمه عناوین تصاویر و جداول ترجمه نشده است 
ترجمه متون داخل تصاویر ترجمه نشده است 
ترجمه متون داخل جداول ترجمه نشده است 
ترجمه ضمیمه ندارد 
ترجمه پاورقی ترجمه نشده است 
درج تصاویر در فایل ترجمه درج شده است  
درج جداول در فایل ترجمه درج شده است  
درج فرمولها و محاسبات در فایل ترجمه ندارد 
منابع داخل متن ترجمه شده است 
منابع انتهای متن به صورت انگلیسی درج شده است

 

فهرست مطالب

رشد اقتصادی بدون شادکامی؟

آیا تحقیقات مربوط به شادکامی با کاربرد صحیح مرتبط هستند؟

آیا می توان مقادیر شادکامی را مقایسه نمود؟

آیا افراد به تعریف دوباره معنای نمره شادکامی خود می پردازند؟

گسترش مفهوم رفاه اجتماعی

آیا شادکامی به درآمد نسبی بستگی دارد؟

آیا شادکامی افراد با تغییرات محیطی سازگار می شوند؟

استفاده از داده های شادکامی برای ارزیابی سیاست

توازن تورم- بیکاری

اقتصاد سیاسی

نتیجه گیری

 

بخشی از ترجمه

اقتصاددانان برای رسیدن به اولویت ها از میان گزینه های مشاهده شده آموزش دیده اند؛ به عبارت دیگر، آنان معمولاً به جای گوش دادن به آن چه مردم می گویند، کاری را می بینند که آنان انجام می دهند. تحقیقات مربوط به شادکامی از این رسم فاصله گرفته است. در عوض، محققان شادکامی بیشتر به خودسنجی های بهزیستی علاقه مند بوده اند که ممکن است به سادگی پاسخ به سئوالی با شکل کلی زیر باشد: “آیا شما بسیار شاد، تا حدودی شاد، یا ناراحت هستید؟” این نوع از سئوال از صدها هزار فرد در بسیاری از کشورها و در طول سال های متمادی  پرسیده شده است و آن چنان که فری  و استاتزر  (۲۰۰۲) بررسی کرده اند، محققان استفاده از این داده ها را برای پرداختن به انواع مختلفی از سئوالات آغاز کرده اند. 

 

رشد اقتصادی بدون شادکامی؟

بسیاری از توابع کاربردی چنین فرض می کنند که سطوح بالای درآمد جاری شخصی به سودمندی بیشتر منجر می شود. در سال ۱۹۷۴، ریچارد ایسترلین داده های مربوط به شادکامی را در علم اقتصاد مطرح کرده و مشاهده نمود که الگوهای اصلی آنها با این فرضیه اختلاف داشتند. ایسترلین، به طور خاص، مشاهده نمود که واکنش های شادکامی با درآمد فردی در هر نقطه از زمان همبستگی مثبت دارند: در سالی فرضی در ایالات متحده، افراد ثروتمند نشانه های بیشتری از شادکامی را نسبت به افراد فقیر در خود نشان دادند. اما از زمان جنگ جهانی دوم در ایالات متحده، واکنش های شادکامی در مقابل افزایش های چشمگیر در میانگین درآمد یکنواخت هستند. تصویر ۱ میانگین واکنش های شادکامی را برای مقاطع پشت سرهمی از آمریکایی های مختلف بین سال های ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۷ را نشان می دهد (همراه با سه پاسخ دسته بندی شده ا زشماره های ۱ تا ۳). تصویر ۲ نیز نتایج مقطعی ایالات متحده در سال ۱۹۹۴ را نشان می دهد. الگوی مشابهی نیز در بسیاری از کشورهای دیگر، شامل فرانسه، انگلستان، آلمان و ژاپن، در دوره های زمانی مختلف مشاهده شد (ایسترلین، ۱۹۹۵؛ بلانچفلاور و اُسوالد، ۲۰۰۴). در ژاپن، میزان درآمد بین سال های ۱۹۵۸ تا ۱۹۸۷ پنج برابر شد و اما میزان شادکامی تغییری نکرد. 

 

نتیجه گیری 

داده های مربوط به شادکامی به منظور پرداختن به مسائل مهم در اقتصاد مورد استفاده قرار می گیرند. بخشی از این رویکرد کاملاً طبیعی است، چون بسیاری از سئوالات در اقتصاد به طور اساسی در مورد شادکامی هستند. اما این رویکرد از سنت قدیمی در اقتصاد، که از آن چه که مردم در مورد احساسات خود می گویند، استفاده نمی کند، فاصله می گیرد. در عوض، اقتصاددانان با تحلیل آن چه که مردم انجام می دهند، حرفه خود را بنا می نهند و از این مشاهدات و برخی از فرضیات نظری در مورد ساختار رفاه، تغییرات ضمنی در شادکامی را استنباط می نمایند. اقتصاددانانی که معتقد هستند می توان رفاه را تا حدی به وسیله تحقیقات مربوط به شادکامی ارزیابی نمود، از شرایط بهتری برخوردار هستند. آنان بر مبنای طرح های مختلف، به سادگی ارزیابی های رفاه و آن چه که باعث تغییر در رفاه می شود را با یکدیگر مقایسه می کنند. البته، باید نتایج حاصل از تحقیقات مربوط به شادکامی را به طور دقیق و هوشیارانه ای بررسی نمود. اما دو گزینه مهم دیگر برای تعیین رفاه اجتماعی- تلاش برای تعیین رفاه اجتماعی از طریق مشاهده رفتار یا تنها تسلیم شدن و گذاشتن مسئولین آن به عهده سیاستمداران- نیز مطمئناً نیازمند بررسی دقیق و هوشیارانه است. الگوهای مشاهده شده در معیارهای تجربی رفاه و شادکامی حداقل شایسته ایفای نقش در سنجش اهداف اجتماعی قابل بررسی، توازن های اقتصاد کلان قابل قبول و سیاست های عمومی قابل پیگیری است.     

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Economists are trained to infer preferences from observed choices; that is, economists typically watch what people do, rather than listening to what people say. Happiness research departs from this tradition. Instead, happiness researchers have been particularly interested in self-reports of well-being, which may be as simple as an answer to a question with the general form: “Are you very happy, pretty happy, or not too happy?” Hundreds of thousands of individuals have been asked this kind of question, in many countries and over many years, and as reviewed in Frey and Stutzer (2002), researchers have begun to use these data to tackle a variety of questions.

 

Economic Growth without Happiness?

Most utility functions assume that higher levels of current personal income lead to higher utility. In 1974, Richard Easterlin introduced happiness data into economics and observed that their basic pattern was at odds with this assumption. Specifically, Easterlin (1974) observed that happiness responses are positively correlated with individual income at any point in time: the rich report greater happiness than the poor within the United States in a given year. Yet since World War II in the United States, happiness responses are flat in the face of considerable increases in average income. Figure 1 reports the average happiness response for repeated cross-sections of different Americans between 1975 and 1997 (with the three categorical answers assigned the numbers 1, 2 and 3). Figure 2 presents the cross-section results for the United States in 1994. A similar pattern has been observed in a large number of countries, including France, the United Kingdom, Germany and Japan, and for different periods of time (Easterlin, 1995; Blanchflower and Oswald, 2004). In Japan, income rose by a multiple of five between 1958 and 1987, and happiness remained stationary.1

 

Conclusions

Happiness data are being used to tackle important questions in economics. Part of this approach is quite natural, as many questions in economics are fundamentally about happiness. But the approach departs from a long tradition in economics that shies away from using what people say about their feelings. Instead, economists have built their trade by analyzing what people do and, from these observations and some theoretical assumptions about the structure of welfare, deducing the implied changes in happiness. Economists who believe that welfare can be measured to some extent by happiness surveys have an easier time. They simply compare measures of welfare, and what causes changes in welfare, under different scenarios. Of course, results based on happiness surveys should be treated critically and cautiously. But the two main alternatives for determining social welfare—either trying to back social welfare out of observed behavior or simply giving up and leaving it to the politicians— surely need to be treated critically and cautiously, too. The patterns observed in the empirical measures of welfare and happiness deserve to play at least some role in the evaluation of what social goals to emphasize, what macroeconomic tradeoffs are acceptable and what public policies are pursued.

 

تصویری از مقاله ترجمه و تایپ شده در نرم افزار ورد

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

برخی از کاربردهای داده های شادکامی در اقتصاد

عنوان انگلیسی مقاله:

Some Uses of Happiness Data in Economics

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.