دانلود رایگان ترجمه مقاله بررسی و متاآنالیز تکانشی و آسیب ناشی از خودکشی – الزویر ۲۰۱۵

elsevier1

دانلود رایگان مقاله انگلیسی انگیزه آنی و خود آسیب زنی غیر خودکشی: مرور و فراتحلیل به همراه ترجمه فارسی

 

عنوان فارسی مقاله: انگیزه آنی و خود آسیب زنی غیر خودکشی: مرور و فراتحلیل
عنوان انگلیسی مقاله: Impulsivity and nonsuicidal self-injury: A review and meta-analysis
رشته های مرتبط: روانشناسی، روانشناسی بالینی
فرمت مقالات رایگان مقالات انگلیسی و ترجمه های فارسی رایگان با فرمت PDF میباشند
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 
نشریه  الزویر – Elsevier
کد محصول f378

مقاله انگلیسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

ترجمه فارسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان ترجمه مقاله

خرید ترجمه با فرمت ورد

خرید ترجمه مقاله با فرمت ورد
جستجوی ترجمه مقالات جستجوی ترجمه مقالات روانشناسی

 

 

بخشی از ترجمه فارسی مقاله:

۱-مقدمه
خود زنی غیر خودکشی که به عنوان نابودی مستقیم و عمدی بافت بدنی در غیاب نیت خودکشی در دفترچه راهنمای اماری و تشخیصی اختلالات روحی تعریف می گردد، شامل رفتارهایی از جمله خود بریدگی، سوزاندن، زدن و سرکوبش می باشد. در بین نمونه های بیمار بستری بالغ بر ۲۱% بزرگسالان و ۳۰ الی ۴۵ % بزرگسالان مشغول به خود زنی غیر خودکشی بودند. برآوردهای شیوع خود زنی غیر خودکشی در جامعه نیز مربوط به ۱۳ الی ۳۸% بزرگسالان و افراد بالغ جوان بود که سوابق طول حیات خود زنی غیر خودکشی گزارش دادند. با توجه به شیوع گسترده خود زنی غیر خودکشی، درک ضرایب ریسک برای مشارکت خود زنی غیر خودکشی به اولویت مهمی تبدیل گردیده است.
یک ضریب ریسک برای خود زنی غیر خودکشی آن است که توجه تجربی فزاینده ای به خاطر انگیزه آنی به خود جلب نموده است. خود زنی غیر خودکشی به عنوان رفتار مربوط به مسائل کنترل انگیزه آنی در نظر گرفته شده است ( یعنی عمل به طور عجولانه با تفکر و برنامه ریزی اندک). خود زنی غیر خودکشی قبل از اینکه به عنوان شریط خود در دی.اس.ام-۵ افزوده شود، از قبل به عنوان علائم اختلال شخصیت مرزی در نظر گرفته شد. ویژگی بحرانی اختلال شخصیت مرزی نقص در کنترل انگیزه آنی می باشد. علی رغم مفهوم سازی های گذشته درباره خود زنی غیر خودکشی به عنوان رفتار انگیزه آنی، ، آثار تجربی اخیر راجع به رابطه بین انگیزه آنی و خود زنی غیر خودکشی، یافته های ترکیبی در اختیار نهاده اند. در مقاله فعلی، مرور جامع مطالعاتی را فراهم می کنیم که به بررسی رابطه بین انگیزه آنی و خود زنی غیر خودکشی پرداخته اند. سپس آنکه اختلاف در یافته های بین مطالعاتی که از خود گزارشی و سنجش های آزمایشی انگیزه آنی استفاده می کنند، مورد تاکید واقع می گردند. سرانجام آنکه، یافته ها ادغام شده و چندین توصیه برای تحقیقات آتی ارائه می گردد.
۲- انگیزه آنی
واژه انگیزه آنی از جانب محققان به عنوان واژه جامع تعریف شده است که به طور کلی شامل انواع ویژگی ها از جمله احساس جویی، عدم برنامه ریزی، نوآوری جویی، عدم درنگ در خشنودی، و حس ماجراجویی می گردد. اکثر مطالعات انگیزه آنی را در مشارکت رفتار مسئله مفهوم سازی نموده اند که شامل مصرف الکل، مصرف مواد، اختلال در خوردن، و دیگر رفتارهای پرخطیر می گردد. ناپایایی در بین مطالعات در مفهوم سازی انگیزه آنی به هر حال حل این مسئله را دشوار می سازد که کدام جوانب انگیزه آنی ارتباط نزدیکی به مشارکت مشارکت در رفتار مسئله دارند.
بسیاری از نظریه های غلب شخصیت و روان آسیب شناسی به نقش تنوع خصیصه های مربوط به انگیزه آنی در پیش بینی رفتار پی برده اند. ایسنک در نظریه معروف شخصیت خود این نظر را داد که انگیزه آنی شامل دو عامل می باشد: ریسک پذیری و انگیزه آنی که ابعاد رده پایین سه عامل شخصیت عمده را تشکیل می دهد. محققان ریسک پذیری را به عنوان بعد رده پایین برونگرایی مفهوم پذیری می کنند و انگیزه آنی به عنوان بعد رده پایین روان پریش گرایی در نظر گرفته شد. پیکرینگ و گری در مدل خلق و خوی خود پیشنهاد نمودند که خصیصه های مربوط به انگیزه آنی برگرفته از حساسیت در سیستم فعال سازی رفتری مغز است که منجر به درجات بالاتر رفتارهای رویکردجویی به ویژه احساس گرایی است. در مقابل، نظریه های دیگر به طور عمده انگیزه آنی را به عنوان گرایش به عمل بدون تفکر مفهوم سازی نموده اند.
دو گروه تحقیقاتی سعی نموده اند مفهوم سازی های گذشته مربوط به انگیزه آنی را ادغام نمایند تا ساختار یکسانی تشکیل دهند. بارت و همکاران سنجشی برای ارزیابی بر مبنای سه عامل اصلی انگیزه آنی مطرح نمودند: ۱- انگیزه آنی بیشتر، ۲- انگیزه آنی غیر برنامه ریزی و ۳- انگیزه آنی توام با توجه . مطالعات تایید و اعتبار از سه عامل بارت با همکاران پشتیبانی نموده اند هر چند برخی محققان فقط از یکی از این سه عامل پشتیبانی نمودند. وایت ساید و لینام تحلیل عامل عمده در سنجش های غالب ارزیابی انگیزه آنی انجام دادند. چهار وجه عمده شناسایی شدند که متناسب با مدل پنج عامل شخصیت بود از جمله فوریت منفی، ۲-عدم قصد قبلی، ۳- عدم پشتکر ۴- احساس جویی. فورست و اضطراری منفی به روان پریس گرایی از جانب مدل پنج ضریب، عدم پشتکار و قصد قبلی به هوشیاری و احساس جویی به استقبال از تجارب جدید نسبت داده شد. طبق این یافته ها، وایت ساید و لینام به این نتیجه رسیدند که انگیزه آنی سنجش ناهمگون بوده که شامل چند خصیصه شخصیتی رده پایین تر بوده که منجر به رفتار انگیزه آنی می گردد. لذا وایت ساید و لینام ادعا نمودند که محققان باید درباره جوانب ویژه انگیزه آنی خودگزارشی ارزیابی شده در مطالعات خود واضح عمل کنند.
محققان همچنین از سنجش مبتنی بر آزمایشگاه انگیزه آنی استفاده کرده اند تا به بررسی انگیزه آنی وضعیت بپردازند. سنجش های آزمایشگاهی به ارزیابی پنج بعد اصلی انگیزه آنی می پردازند: ۱- بازدارنگی لاقوه عکس العمل ۲- مقاومت در برابر مداخله گری پرت کننده حواس ۳- مقاومت در برابر مداخله گری فعال ۴- واکنش توام با تاخیر و ۵- اغتشاش در زمان سپری شده. سنجش های آزمایشگاهی انگیزه آنی فقط تا حدودی به سنجش خودگزارشی انگیزه آنی مربوط می شوند. برای نمونه هنگامی که سیدرس و کاسکانپینار به بررسی تناسبات بین ویژگی های انگیزه آنی خود گزارشی یو.پی.پی.اس و پنج سنجش غالب انگیزه آنی ارزیابی شده در فعالیت های آزمایشگاهی پرداختند، پاسخ به تاخیر به طور متعادل متناسب با جوانب دشوار انگیزه آنی ارزیابی شده یو.پی.پی.اس بود و بازدارندگی واکنش پیش بالقوه به طور متوسط متناسب با فوریت و اضطرری مفنی و عدم پشتکار بود. این یافته ها نشان می دهند که محققان نه تنها باید درجوانب انگیزه آنی ارزیابی شده واضح عمل کنند، بلکه درباره تعمیم یافته ها طبق سنجش های خودگزارشی انگیزه آنی در برابر ارزیابی های آزمایشگاهی مراقب باشند.
در سال های اخیر، وایت ساید و لینام چهار مشخصه مطرح نمودند که محققان آنها را به طور گسترده اعمال نموده اند و یافته های اعتبار سنجش یو.پی.پی.اس آنها را تایید می کنند. تحقیقات اخیر نشان داده اند که هر یک از این چهار ساختار رابطه متمایزی با مشارکت در رفتار مسئله دارند. در آزمون توانایی متمایز یو.پی.پی.اس، محققان پی بردند که ف ریت منفی به طور قوی مربوط به مسئله نوشیدن، مسئله قماربازی و شرابخواری بلائم ود. در حالی که احساس جویی رابطه قوی با فروانی و تکرار در نوشیدن داشت. به طور مشابه، فیشر با همکاران در مرور فراحتلیل خود بر ادبیات انگیزه آنی پی بردند که فوریت منفی رابطه قوی با ناخوشی گرسنگی داشت. بر مبنای این یافته ها، محققان پی برده اند که فوریت منفی ممکن است به طور ویژه به مطالعه آسیب شناسی روانی مربوط باشد. چون افرادی که تجربه موقعیت های موثر و استرس آور دارند، ممکن است انگیزه ویژه ای برای مشارکت در رفتارهای غلبه بر مسئله داشته باشند تا آسودگی آنی از فشار و تنش داشته باشند.

بخشی از مقاله انگلیسی:

۱٫ Introduction

Nonsuicidal self-injury (NSSI), which is defined in the Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders (DSM-5; American Psychiatric Association, 2013) as the direct and deliberate destruction of bodily tissue in the absence of suicidal intent, includes behaviors such as selfcutting, burning, hitting, and head-banging (Nock & Favazza, 2009). Among inpatient samples, as many as 21% of adults (Briere & Gil, 1998) and 30 to 45% of adolescents engage in NSSI (Cloutier, Martin, Kennedy, Nixon, & Muehlenkamp, 2010; Darche, 1990). Estimates of NSSI prevalence in the community also are concerning, with as many as 13 to 38% of adolescents and young adults reporting lifetime histories of NSSI (Gratz, Conrad, & Roemer, 2002; Hamza, Willoughby, & Good, 2013; Heath, Toste, Nedecheva, & Charlebois, 2008; Whitlock, Muehlenkamp, & Eckenrode, 2008). Given the widespread prevalence of NSSI, understanding risk factors for NSSI engagement has become an important priority. One risk factor for NSSI that has received increasing empirical attention is impulsivity. NSSI has long been considered as a behavior associated with impulse control problems (i.e., acting rashly with little thinking or planning; Favazza & Conterio, 1989). Before being added as its own condition in the DSM-5, NSSI formerly was regarded as a symptom of Borderline Personality Disorder (BPD; American Psychiatric Association, 2013). A critical feature of BPD is impairment in impulse control (Evren, Cinar, Evren, & Celik, 2012; Lieb, Zanarini, Schmahl, Linehan, & Bohus, 2004). Despite past conceptualizations of NSSI as an impulsive behavior, however, recent empirical work on the link between impulsivity and NSSI has offered mixed findings. In the present review, we provide an extensive overview of studies that have examined the association between impulsivity and NSSI. Next, discrepancies in findings between studies using self-report and experimental measures of impulsivity are highlighted. Finally, findings are integrated and several recommendations for future research are offered.

۲٫ Impulsivity The term impulsivity has been described by researchers as an umbrella term that broadly encompasses a variety of traits, such as sensation-seeking, lack of planning, novelty seeking, lack of delay of gratification, and adventuresomeness (Costa & McCrae, 1992; Depue & Collins, 1999; Eysenck & Eysenck, 1977; Fischer, Smith, & Cyders, 2008; Glenn & Klonsky, 2010; Mullins-Sweatt, Lengel, & Grant, 2013). Many studies have implicated impulsivity in problem behavior engagement, such as alcohol use, drug use, disordered eating and other risky behaviors (Fischer, Anderson, & Smith, 2004; Heaven, Mulligan, Merrilees, Woods, & Fairooz, 2001; Lejuez et al., 2010; Perry & Carroll, 2008; Poulos, Le, & Parker, 1995). Inconsistency across studies in conceptualizations of impulsivity, however, makes it difficult to disentangle which aspects or facets of impulsivity are most closely associated with problem behavior engagement (including engagement in NSSI; Depue & Collins, 1999; Whiteside & Lynam, 2001). Many predominant theories of personality and psychopathology have underscored the role of a variety of impulsivity-related traits in the prediction of behavior (for a review, see Pickering & Gray, 1999 or Whiteside & Lynam, 2001). In their well-known theory of personality, Eysenck and Eysenck (1985) proposed that impulsivity consists of two factors: 1) venturesomeness (e.g., risk-taking, openness to new and exciting experiences) and 2) impulsiveness (e.g., acting without thinking; also see Eysenck, Pearson, Easting, & Allsopp, 1985), which make up lower-order dimensions of their three primary personality factors (i.e., neuroticism, extraversion, psychoticism). Venturesomeness was conceptualized by researchers as a lower-order dimension of extraversion, and impulsiveness was regarded as a lower-order dimension of psychoticism (Eysenck & Eysenck, 1985). In their model of temperament, Pickering and Gray (1999) suggested that impulsivity-related traits stem from sensitivity in the behavioral activation system (BAS) of the brain, resulting in high levels of approach-seeking behaviors, particularly sensation seeking. In contrast, other theories have primarily conceptualized impulsivity as the tendency to act without thinking (e.g., Buss & Plomin, 1975). Two research groups have attempted to integrate past conceptualizations of impulsivity to create a more unified construct. Baratt and colleagues (Barratt, 1993; Patton, Standford, & Barratt, 1995) developed a measure to assess what they proposed to be three central impulsivity factors: 1) motor impulsivity (acting without thinking), 2) nonplanning impulsivity (i.e., failure to plan ahead, “present focused”), and 3) attentional impulsivity (rapid decision making; BIS, Patton et al., 1995). Validation studies supported Barratt et al.’s three factors (Barratt, 1993; Patton et al., 1995), although some researchers only found support for two of the three factors (Luengo, Carrillo-De-La-Pena, & Otero, 1991). To further advance the field, Whiteside and Lynam (2001) conducted a large factor analysis on the predominant measures assessing impulsivity (e.g., Barratt Impulsiveness Scale, Patton et al., 1995; Personality Research Form Impulsivity Scale, Jackson, 1984; Sensation-Seeking Scale, Zuckerman, 1984). Four primary facets were identified that mapped onto the Five-Factor Model of personality (FFM, Costa & McCrae, 1992). The four factors included: 1) negative urgency (i.e., acting rashly in the context of negative emotions, 2) lack of premeditation (i.e., acting rashly with little thinking, planning or consideration of consequences), 3) lack of perseverance (i.e., inability to continue or remained focused on a difficult or boring task), 4) and sensation seeking (i.e., a predilection for novel or exciting experiences). Negative urgency was associated with neuroticism from the FFM, lack of perseverance and premeditation were associated with conscientiousness, and sensation seeking was aligned with openness to new experiences. On the basis of these findings, Whiteside and Lynam concluded that impulsivity is a heterogeneous measure that encompasses several lower-order personality traits which lead to impulsive behavior. Thus, Whiteside and Lynam urged that researchers should be explicit about the specific facets of self-reported impulsivity assessed in their studies (also see Smith et al., 2007). Researchers also have employed lab-based measures of impulsivity to assess state impulsivity (i.e., at the time of measurement; Dick et al., 2010). Lab-based measures tend to assess five primary dimensions of impulsivity: 1) prepotent response inhibition (i.e., the ability to suppress one’s dominant response), 2) resistance to distractor interference (i.e., difficulty in ignoring a distraction that interferes with the task), 3) resistance to proactive interference (i.e., difficulty ignoring memory intrusions of irrelevant information that interferes with thetask), 4) delay response (i.e., difficulty delaying immediate gratification for long-term gain) and 5) distortions in elapsed time (i.e., difficulty in determining how much time has elapsed; Dick et al., 2010; Cyders & Coskunpinar, 2011). Lab-based measures of impulsivity (e.g., Go/NoGo Task, immediate and delayed memory tasks, Stop/Signal Task) tend to be only moderately associated with self-report measures of impulsivity (Dougherty & Marsh, 2003; Logan & Cowan, 1984; Newman & Kosson, 1986). For example, when Cyders and Coskunpinar (2012) examined correlations among self-reported UPPS impulsivity traits and the five predominant measures of impulsivity assessed in lab-tasks, delay responding was moderately correlated with the different facets of impulsivity assessed by the UPPS, and prepotent response inhibition was modestly correlated with negative urgency and lack of perseverance. These findings suggest that researchers should not only be explicit about facets of impulsivity assessed, but also be careful about generalizing findings from self-report measures of impulsivity to lab-based assessments. In recent years, Whiteside and Lynam’s (2001) four impulsive traits (i.e., negative urgency, lack of premeditation, lack of perseverance, sensation seeking), have been widely adopted by researchers, and supported by findings on the validity of the UPPS measure (Cyders et al., 2007; Smith et al., 2007; for a review, see Cyders, 2013). Recent research has shown that each of these four constructs seems to be differentially related to problem behavior engagement (Curcio & George, 2011; Smith et al., 2007). In a test of the discriminating ability of the UPPS, researchers found that negative urgency was most strongly associated with problem drinking, problem gambling and binge eating, while sensation seeking was more strongly associated with frequency of drinking (Smith et al., 2007; see Coskunpinar, Dir & Cyders, 2013 for the same findings using a meta-analytic approach). Similarly, in their meta-analytic review of the literature on impulsivity and bulimic symptoms, Fischer et al. (2008) found that negative urgency was by far the most strongly associated UPPS trait with bulimic symptoms. On the basis of these findings, researchers have suggested that negative urgency may be especially relevant to the study of psychopathology, because individuals who experience highly distressing affective situations may be especially motivated to engage in problem coping behaviors to provide immediate relief from distress (Cyders & Smith, 2008; Smith et al., 2007).

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *