دانلود رایگان ترجمه مقاله مفهوم اصلی درمانی گشتالت و پردازش آن (نشریه وایکی ۲۰۱۳) (ترجمه رایگان – برنزی ⭐️)

wiley3

 

 

این مقاله انگلیسی ISI در نشریه وایلی در ۲۲ صفحه در سال ۲۰۱۳ منتشر شده و ترجمه آن ۱۳ صفحه میباشد. کیفیت ترجمه این مقاله رایگان – برنزی ⭐️ بوده و به صورت ناقص ترجمه شده است.

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

مفهوم اصلی درمانی گشتالت و پردازش آن

عنوان انگلیسی مقاله:

Key Concepts of Gestalt Therapy and Processing

 
 
 
 

 

مشخصات مقاله انگلیسی (PDF)
سال انتشار ۲۰۱۳
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۲۲ صفحه با فرمت pdf
رشته های مرتبط با این مقاله روانشناسی
گرایش های مرتبط با این مقاله روانشناسی شناخت
رفرنس دارد  
کد محصول F1639
نشریه وایلی – Wley

 

مشخصات و وضعیت ترجمه فارسی این مقاله 
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۱۳ صفحه (۲ صفحه رفرنس انگلیسی) با فونت ۱۴ B Nazanin
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله خوب میباشد 
توضیحات ترجمه این مقاله به صورت ناقص انجام شده است.

 

فهرست مطالب

مفاهیم اصلی درمان گشتالت
گشتالت
شکل و زمینه
تعادل و قطبیت ها

 

بخشی از ترجمه

مفاهیم اصلی درمان گشتالت
گشتالت
کلمه ی “گشتالت” منشا آلمانی دارد. تعریف کردن این عبارت کار دشواری است زیرا هیچ معنی معادلی در زبان انگلیسی ندارد. بر اساس سینای (۱۹۹۸)، این کلمه اولین دفعه در سال ۱۵۲۳ در ترجمه ای از انجیل و به معنی ” در معرض نگاه ها” (صفحه ی ۴) استفاده شد. نزدیک ترین تخمین این کلمه در زبان انگلیسی ، میتواند کلمه ی “کلیت” باشد، با وجود این که این کلمه هایی مانند فرم، پیکر بندی ، ساختار و شکل نیز به صورت نزدیکی با این کلمه ارتباط دارند. پرل (۱۹۶۹) بیان کرد که ” یک گشتالت یک پدیده ی کاسته نشدنی است. این پدیده یک ماهیت است که وجود دارد و در صورتی که این کلیت به بخش های ریز تر تقسیم شود، دیگر وجود نخواهد داشت” ( صفحه ی ۶۳). ازین رو، کلیت پاسخ باید همیشه کامل باشد. یک نمونه ی عینی از گشتالت یک مارپیچ فضای باز میباشد که کلیت آن را میتوان از یک هلیکوپتر مشاهده کرد. با وجود این که پرچین های این مارپیچ منجر به ساختن این مارپیچ به عنوان یک کلیت میباشد، اما باز هم یک مارپیچ نیستند.
Christian von Enhrenfels ، به دلیل شناسایی این موضوع به صورت ادراکی که یک کلیت روانی نیز وجود دارد، بسیار مشهور میباشد. او به این جمع بندی دست پیدا کرد که ” این کلیت نسبت به مجموع بخش های مختلف، جدا میباشد.”. ازین رو، نمیتوان تنها با در نظر داشتن یک بعد از یک فرد، عمومیتی در مورد کلیت آن فرد به دست آورد. در صورتی که این گونه تعمیم ها در نظر گرفته شود، ابعاد بسیار مهم مورد غفلت قرار میگیرند، که گاهی منجر به ضرر آن فرد میشود. ازین رو، واژه ی غالب را میتوان برای توصیف کردن یک فرد مثلا سایمون استفاده کرد، اما در این صورت دیگر ویژگی های وی مورد غفلت قرار خواهد گرفت.
این مفهوم گشتالت بعد ها توسط روان شناسان گشتالت باز هم بیشتر توسعه پیدا کرد ؛ این افراد به این جمع بندی رسیدند که کلیت یک فرد پیش از بخش های مختلف شخصیتی وی شکل میگیرند. Goldstein ، بر اساس کار های خودش بر روی کودکانی که مغز آن ها آسیب دیده بود، روان شناسی گشتالت را از یک روش مرتبط با ادراک، به روشی توسعه داد که مرتبط با وجود انسان بود. او به این جمع بندی رسید که در صورتی که بخشی از بدن یک فرد مورد آسیب واقع شود، این آسیب بر روی کل بدن او تاثیر میگذارد. اخیرا، من مشکلی در اعصاب شعاعی بدنم داشتم این مشکل کل بدن من را تحت تاثیر قرار داده بود و حتی گاهی موجب میشد که من نتوانم تایپ کنم.
همانطور که در بخش ۱ بیان شد، زمانی که پرل در آفریقای جنوبی بود، همزمان با زمان صدر اعظمی جان اسموتس بود، کسی که معمولا در زمینه ی کل گرایی مطرح میشود. اسموتس، به این موضوع معتقد بود که یک گرایش در طبیعت برای شکل گیری کلیت وجود دارد که نسبت به مجموع بخش ها، ارجحیت دارد. این کلیت ( یا گشتالت) حالت ایستا نداشته بلکه همواره در حال تکامل هستند. او بیان کرد که ، ” نتیجه ی خالص نهایی این است که کیهان ما، یک کیهان کلی گرا است، که محصول کلیت های مختلف و حتی کلیت های تکمیل تر و پیشرفته تر است، و این که تکامل کیهان، چه کیهان زنده یا غیر زنده، چیزی نیست جز ثبت فعالیت های این کلی سازی در توسعه ی پیشرونده اش”. ازین رو، یک انسان موجودی است که نفس میکشد، راه میرود، حرکت میکند و نفس میکشد. در رابطه با توسعه ی انسان، پرل، هفرلین، و گودمن بیان میکنند که ، “هر مرحله ی پشت سر هم یک کلیت جدید است، که به عنوان یک کل فعالیت میکند، همراه با حالت زندگی خاص خودش”.
در یک فرد سالم، هیچ نیازی برای گشتن به دنبال یک گشتالت وجود ندارد. این گشتالت خودش ظاهر میشود و تمام بخش های یک بدن زنده خودشان را به صورت موقت بخشی از گشتالت های ایجاد شده میبینند”. پرل مینویسد که ” همیشه مهم ترین گشتالت ، زودتر از همه ایجاد میشود “. انرژی متابولیک در گشتالت های ظاهر شده جاری میشوند و با نام تحریک شناخته میشوند، که به صورت یک احساس و حس زنده بودن تجربه میشود. اولیری و اوکانر بیان میکنند که ” درمان کننده های گشتالت بر این فرض هستند که افراد تجربه های خودشان را به صورت یک کلیت سازمان بندی میکنند که یک الگو دارد”

 

بخشی از مقاله انگلیسی

Key Concepts of Gestalt Therapy

Gestalt

The word “gestalt” is of German origin. It is difficult to define since it has no equivalent definition in the English language. According to Sinay (1998), the word first appeared in 1523 in a translation from the Bible and meant “exposed to the looks” (p. 4). The closest approximation in modern English is “whole,” even though such words as form, configuration, structure, or shape are closely related to it. Perls (1969a) stated that a “gestalt is an irreducible phenomenon. It is an essence that is there and disappears if the whole is broken into parts” (p. 63). Therefore, the wholeness of a response must be complete. A concrete example of a gestalt is an outdoor maze seen in its wholeness from a helicopter. Although the hedge of the maze contributes to the making of the whole, it is not the maze.

Christian von Enhrenfels (1859–۱۹۳۲) (Sinay, 1998) is credited with identifying that, through perception, a psychical whole is formed. He concluded that “the whole is different from the sum of the parts” (Sinay, 1998, p. 5). Hence, it is impossible to generalize from one aspect of the person to the whole person. If such a generalization takes place, vital dimensions are omitted, oftentimes to the disadvantage of the person. Thus, the adjective “domineering” might be used to describe Simon, but, in so doing, his other characteristics are overlooked.

The concept of gestalt was developed further by the gestalt psychologists, who concluded that the whole preceded the parts. From his work with brain-damaged children, Goldstein (1878–۱۹۷۵) expanded gestalt psychology from an approach dealing with perception to one dealing with the human being. He concluded that if a part of the body is injured, the injury affects the whole body. Recently, I have been having trouble with my radial nerve. Such a difficulty has affected my whole body, sometimes resulting in my inability to type.

As stated in Chapter 1, Perls’ time in South Africa coincided with that of Prime Minister Jan Smuts, the person usually associated with holism. Smuts (1926) considered it to be a tendency in nature to form wholes that are greater than the sum of the parts. These wholes (or gestalts) are not static but continuously evolving. He stated, “The final net result is that this is a whole-making universe, that it is the production of wholes, of ever more complete and advanced wholes, and that the evolution of the universe, inorganic and organic, is nothing but the record of this whole-making activity in its progressive development” (p. 426). Thus, the human person is a breathing, moving, walking, and talking being. In relation to development, Perls, Hefferline, and Goodman (1951) stated, “Every successive stage is a new whole, operating as a whole, with its own mode of life” (p. 450).

In a healthy person, there is no need to search for gestalts. They emerge and “All parts of the organism identify themselves temporarily with the emergent gestalt” (Perls 1969a, p. 115). Perls (1973) wrote, “Always the most important gestalt will emerge first” (p. 119). Metabolic energy flows into emerging gestalts and is called excitement, which is experienced as emotions and the feeling of being alive. O’Leary & O’Connor (1997) stated, “gestalt therapists postulate that individuals organise their experience into a whole which has a pattern” (p. 148).

 

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی + خرید ترجمه فارسی
عنوان فارسی مقاله:

مفهوم اصلی درمانی گشتالت و پردازش آن

عنوان انگلیسی مقاله:

Key Concepts of Gestalt Therapy and Processing

 
 
 
 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.