دانلود رایگان ترجمه مقاله رویکرد طبقاتی به حقوق بین الملل (EJIL سال ۲۰۱۰)

دانلود رایگان ترجمه مقاله رویکرد طبقاتی به حقوق بین الملل (EJIL سال ۲۰۱۰)

 

 

این مقاله انگلیسی ISI در نشریه EJIL در ۲۶ صفحه در سال ۲۰۱۰ منتشر شده و ترجمه آن ۲۸ صفحه بوده و آماده دانلود رایگان می باشد.

 

دانلود رایگان مقاله انگلیسی (pdf) و ترجمه فارسی (pdf + word)
عنوان فارسی مقاله:

مقدمه ای به رویکرد طبقاتی به حقوق بین الملل

عنوان انگلیسی مقاله:

Prolegomena to a Class Approach to International Law

 

 

مشخصات مقاله انگلیسی و ترجمه فارسی
فرمت مقاله انگلیسی pdf
سال انتشار ۲۰۱۰
تعداد صفحات مقاله انگلیسی ۲۶ صفحه با فرمت pdf
نوع مقاله ISI
نوع ارائه مقاله ژورنال
رشته های مرتبط با این مقاله
حقوق – علوم اجتماعی – علوم سیاسی – اقتصاد
گرایش های مرتبط با این مقاله
حقوق بین الملل – جامعه شناسی – جامعه شناسی سیاسی – اقتصاد مالی
چاپ شده در مجله (ژورنال) مجله اروپایی حقوق بین الملل
ارائه شده از دانشگاه مرکز مطالعات حقوقی بین المللی، دانشکده مطالعات بین المللی
نمایه (index) Scopus – Master Journals – JCR
شناسه شاپا یا ISSN
۱۴۶۴-۳۵۹۶
شناسه دیجیتال – doi https://doi.org/10.1093/ejil/chq009
رفرنس ندارد
نشریه EJIL
تعداد صفحات ترجمه تایپ شده با فرمت ورد با قابلیت ویرایش  ۲۸ صفحه با فونت ۱۴ B Nazanin
فرمت ترجمه مقاله pdf و ورد تایپ شده با قابلیت ویرایش
وضعیت ترجمه انجام شده و آماده دانلود رایگان
کیفیت ترجمه

مبتدی (مناسب برای درک مفهوم کلی مطلب)

کد محصول

F1844

 

بخشی از ترجمه

چهارم: واقعیت انتشار سرمایه از طریق پراکندگی مالکیت سهام و جداسازی بین مالکیت رسمی قانونی و مالکیت واقعی اقتصادی، مقوله “طبقه” را به عنوان یک مقوله ای بی مورد جلوه می دهد.
پنجم، نادیده گرفتن این واقعیت که در مرحله دوم مدرنیته، جهان پیشرفته سرمایه داری, چیزی را آشکار می کند که Beck آن را “سرمایه داری بدون طبقات” می نامد، وجود دارد. در حالی که احتمالاً درست است که “موفقیت جمعی با مبارزه طبقاتی”, مسئول ریشه کن کردن ایده و واقعیت طبقات اجتماعی است؛ اما واقعیت این است که “طبقه” با مقوله “فردیت سازی” جایگزین می شود، هرچند که با نابرابری پس از طبقه و پس از اشکال ملی افراطی همراه می شود. به طور خلاصه، همان طور که Beck می گوید، “برای اولین بار در تاریخ، فرد به جای طبقه، به واحد اساسی تکثیر اجتماعی تبدیل می شود”.
این انتقادات در مورد استفاده از مقوله “طبقه” دارای درجه ای از اعتبار است، اما، همانطور که در زیر بحث می شود، ناکارآمد نیست، زیرا درون یک رویکرد مارکسیستی به اندازه کافی می تواند مورد توجه قرار گیرد.
اولاً، در حالی که درست است که محققان مارکسیست اغلب به استفاده از مدل دو طبقه در تحلیل خود تمایل دارند، این مورد اغلب همانند یک مختصرنویسی مناسب برای تحلیل طبقه است. بیشتر نویسندگان مارکسیستی پارا فراتر گذاشته اند و به طبقات دیگر پرداخته اند (دهقانان، صاحبان زمین، و غیره)، به ویژه طبقات متوسط یا میان ی. تعیین طبقات متوسط یا میانی, یک فرایند پیچیده است. برای اینکه اگر تمایز مارکس بین کار مولد و کار غیرمولد برای این هدف مورد استفاده قرار می گرفت، بسیاری از افراد در طبقه متوسط در تعریف طبقه کارگر قرار می گرفتند. مارکس به این نکته اشاره کرده بود که “از نقطه نظر تولید سرمایه داری”، “نیروی کار در صورتی مولد است که مستقیماً برای سرمایه ارزش قائل شود یا ارزش های مازاد را خلق کند”. اما تمایز بین کار مولد و غیرمولد، همان طور که مارکس مشخص نمود، به محتوای تعیین شده یا ارزش استفاده آن مربوط نمی شود. در حقیقت، همانگونه که مارکس خاطرنشان کرد، “یک نوع نیروی کار می تواند مولد یا غیرمولد باشد.
خواننده ای که آهنگ خود را برای حساب خود به فروش می رساند، یک نیروی کار غیر کارآمد است. اما همان خواننده که توسط یک کارآفرین به منظور کسب درآمد برای کارآفرین به کار گرفته شده است، یک کارگر تولیدی است؛ زیرا او سرمایه را تولید می کند. بنابراین، تمایز بین نیروی کار مولد و غیرمولد باید با معیارهای دیگری مانند تمایز بین کار فکری و دستی به منظور رده بندی افراد / حرفه ها در طبقه متوسط یا میانی ترکیب شود. Resnick و Wolff یک نقشه دقیق از طبقات را با استفاده از معیارهای مختلف پیشنهاد می کنند. بر اساس گمان مارکس که فرآیند طبقاتی چیزی است که در آن “نیروی کار مازاد بدون پرداخت پول از تولیدکنندگان مستقیم هدایت می شود”، آنها تمایز قائل شدن بین “طبقات اساسی” و “طبقات رده بندی شده” را ادامه می دهند.
“طبقات رده بندی “شده به افرادی اطلاق می شود که نه کار انجام می دهند و نه کار اضافی می کنند. در عوض، آنها وظایف خاص اجتماعی خاص خود را انجام می دهند و خود را با استفاده از سهام اضافی کار استخراج شده که توسط یکی از طبقات استخراج اساسی استخراج شده است حفظ می کنند. ” طبقات رده بندی شده, “برخی از شرایط موجود – غیر اقتصادی و همچنین اقتصادی – از فرآیند طبقه اساسی” را ارائه می دهند.
Resnick و Wolff دو نوع طبقات رده بندی شده را متمایز می کنند: “نوع ۱ شامل مدیران فرایندهای اجتماعی می شود که شرایط وجود برای فرایند طبقه بنیادی سرمایه داری هستند؛ و نوع ۲، عملگران هدایت شده در این فرآیندها (که می تواند توسط طبقات رده بندی شده نوع ۱ یا توسط سرمایه داران استفاده شود). ” نوع ۱ شامل تجار، مزدوران و ملاکان خواهد بود. در محیط یک شرکت، افراد نوع I شامل سهامداران و مدیران بازاریابی، فروش، نظارت، تبلیغات، حسابداری، خدمات حقوقی و غیره می شوند. نوع ۲ شامل افرادی مانند معلمان عمومی، ابتدایی یا دبیرستان، فروشندگان شاغل سرمایه داران ، و یا جمع کنندگان اجاره استخدام شده توسط صاحبان زمین می شوند. با این حال، افراد می توانند موقعیت های طبقاتی مختلف را در فعالیت ها و موقعیت های مختلف اشغال کنند. Resnick و Wolff نتیجه گیری می کنند که “جامعه به خاطر نظریه مارکسیستی همیشه یک شکل پیچیده از تعامل طبقات بنیادی و رده بندی شده است؛ این یک تشکیل اجتماعی است. لزوماً نباید با طبقه بندی آنها در مورد طبقات اساسی و زیرمجموعه موافقت کرد. اما آنچه آنها به اندازه کافی نشان می دهند این است که نقشه برداری از طبقات فراتر از طبقه بندی دو-مدل به منظور دربرگرفتن واقعیت های اجتماعی پیچیده امکان پذیر است. چنین نقشه ای به نوبه خود می تواند برای درک واکنش های مختلف طبقات اجتماعی به رژیم های مختلف حقوق بین الملل استفاده شود.
ثانیا، این انتقاد که رده «طبقه» محدود است یا طبقات در آن تعریف می شوند, این حوزه اقتصادی به تنهایی کاملاً درست نیست. به عنوان مثال، پولانزاس، صرفاً تعیین خالص اقتصادی طبقات را رد می کند. به گفته وی، “یک طبقه اجتماعی می تواند در سطح اقتصادی، در سطح سیاسی و یا در سطح الهیات شناسایی شود و بنابراین می تواند با توجه به یک نمونه خاص, جایگاهی داشته باشد”. به منظور فراتر رفتن از ایده های طبقاتی اقتصادی، پولانتزا به تمایز کارهای مولد و غیرمولد می پردازد که کار دستی و ذهنی را اضافه می کند، و در تقاطع دو طبقه است که او طبقات را در سطوح سیاسی و ایدئولوژیک قرار می دهد. به نظر وی، “فقط کارگران دستی تولیدی باید بخشی از پرولتاریا باشند”. زیرا، علیرغم کارمندان دارای حقوق و دستمزد، موقعیت سیاسی و ایدئولوژیک طبقه متوسط، به ویژه کسانی که بخشی از دنیای در حال رشد (که اصطلاحات نگری) تولید نامطلوب و بخش خدمات هستند، متفاوت از طبقه کاری است. کورتل موقعیت پولانتز را خلاصه می کند:
طبقه کارگر با تقابل کار مولد (تعیین اقتصادی) و کار دستی (تعین سیاسی و ایدئولوژیک) تعریف می شود و به واسطه تأثیرات خود بر موقعیت میانجی با توجه به ضدآمیزی بورژوازی و پرولتاریا, کارگران دستمزدبگیر غیر پرولتری باید به عنوان “خرده بورژوازی جدید” در نظر گرفته می شوند.

 

ثبت دیدگاه