دانلود رایگان ترجمه مقاله کلنیزاسیون نوکاردیا عامل خطری برای زوال ریه – NCBI 2015

NCBI1

دانلود رایگان مقاله انگلیسی کلنیزاسیون نوکاردیا: عامل خطری برای زوال ریه در بیماران کیستیک فیبروز؟ به همراه ترجمه فارسی

 

عنوان فارسی مقاله: کلنیزاسیون نوکاردیا: عامل خطری برای زوال ریه در بیماران کیستیک فیبروز؟
عنوان انگلیسی مقاله: Nocardia Colonization: A Risk Factor for Lung Deterioration in Cystic Fibrosis Patients?
رشته های مرتبط: پزشکی، بیماریهای داخلی، گوارش و کبد  
فرمت مقالات رایگان مقالات انگلیسی و ترجمه های فارسی رایگان با فرمت PDF میباشند
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله خوب میباشد 
نشریه Ncbi
کد محصول f226

مقاله انگلیسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

ترجمه فارسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان ترجمه مقاله

خرید ترجمه با فرمت ورد

خرید ترجمه مقاله با فرمت ورد
جستجوی ترجمه مقالات جستجوی ترجمه مقالات پزشکی

 

 

بخشی از ترجمه فارسی مقاله:

بحث
بیماران مبتلا به فیبروز کیستیک مستعد کلنیزه شدن و عفونت با گروه بزرگی از میکروب ها هستند. برخی از باکتری ها، مانند سودوموناس آئروژینوزا، استافیلوکوکوس اورئوس، و استنوتروفوموناس مالتوفیلیا، باعث سرعت بخشیدن به بدتر شدن بیماری ریوی می شوند، در حالی که برای بقیه اطلاعات کم و یا هیچ تعریفی برای نقش آنها به عنوان یک پاتوژن یا کلنیزه کننده در بیمار فیبروز کیستیک وجود دارد، و مزایای درمان پس از جداسازی آنها ناشناخته است. [۱۱،۱۲]. مقالات توصیف کننده نوکاردیا در CF عمدتا گزارش موردی هستند، از جمله ۱ گزارش توصیف کننده ۳ نفر در استرالیا [۵] و یک گزارش از ۹ نفر در اسپانیا[۶]، که این نتیجه رسیدند که جداسازی بیشتر نشان دهنده کلنیزاسیون است تا عفونت. سه گزارش موردی دیگر از کودکان مبتلا به CF و جداسازی نوکاردیا منتشر شد و دیگر عوامل خطر عفونت، مانند درمان با کورتیکواستروئید برای ABPA را پیدا کردند. [۷–۹]. بیشتر بیماران توصیف شده تحت درمان کوتریموکسازول قرار گرفتند، اما نتایج درمان در مقایسه با بیماران درمان نشده، مشابه و یا ناشناخته بود. [۵-۹]
تا جایی که میدانیم، مطالعه حاضر اولین مطالعه به منظور بررسی چنین گروه بزرگی از بیماران است که، ۲۵٪ از آنها ناقل یک جهش منحصر به فرد شایع در اسرائیل (W1282X) ، برای یک دوره زمانی طولانی (۱۰ سال) هستند. ما هیچ تفاوت معنی دار آماری در PFTS قبل یا بعد از جداسازی نوکاردیا پیدا نکردیم. هیچ تفاوتی در PFTS بین بیماران با یک رخداد در مقابل کسانی که با رشد راجعه نوکاردیا بودند، و نه در کسانی که تحت درمان با آنتی بیوتیک بودند ؛ برخی برای دوره های طولانی مدت، در مقابل کسانی که تحت درمان قرار نگرفته اند، یافت نشد. هیچ تفاوتی در میانگین FEV1 یا FVC بین بیماران علامت در مقابل افراد بدون علامت در طول دوره وجود ندارد، اما میانگین پایین تر قابل توجهی از FEF 25-75٪ در میان بیماران علامت (۳۵٫۷ در مقابل ۷۳٫۳، ۰٫۰۱ = P) مشاهده شد. با توجه به این یافته ها، ما فرض می کنیم که یک بیماری خطرناکتر از راه های هوایی کوچکتر و شاید درگیری بیشتر پارانشیم می تواند به اختلالات ریوی ذهنی منجر شود.
در این مطالعه ما دوره پیگیری را گسترش دادیم و تغییر در عملکرد ریوی را در سراسر مدت ۱۰ سال، و نه تنها در طول سال جداسازی نوکاردیا، مورد بررسی قرار دادیم و متوجه شدیم که در برخی موارد یک باکتری می تواند ریه ها را بدون رشد کردن در کشت خلط، کلنیزه کند. علاوه بر این، ما بیماران گروه مورد مطالعه را با زوج بیماران CF با وضعیت مشابه مانند همتاهای آنها با نوع جهش، سن و جنس، اما بدون جداسازی نوکاردیا مقایسه کردیم، یک مقایسه که تا این زمان انجام نشده بود. . در این بیماران ما به یک کاهش میانگین FEV1 در هر سال از -۱٫۸۷٪، شبیه به میزان کاهش میانگین شناخته شده برای بیماران CF دست یافتیم. هیچ تفاوتی در میزان کاهش در مقایسه ی دوره های قبلی برای کشت مثبت نوکاردیا با سال ها پس از جداسازی تا پایان دوره مطالعه شده ،مشاهده نشد. با کمال تعجب، متوسط کاهش FEV1 در هر سال برای بیماران CF گروه شاهد ۰٫۵٪ بود. مقایسه نرخ برای هر دو گروه نشان دهنده اهمیت FEV1 (p=0.08) و FVC (p=0.09) ، بدون هیچ تفاوتی در( FEF25– ۷۵% (p=0.2 است به این معنی که بیماران فیبروز کیستی که کشت خلط آنها با نوکاردیا مثبت بود، سرعت کاهش بیشتری نسبت به کنترل های تطبیق یافته بدون ایزوله کردن این میکروبها ، داشتند. . ممکن است که این تفاوت از نظر آماری معنی دار نباشد چرا که گروه مطالعه کوچک است. از آنجا که به نظر نمی رسد که نوکاردیا باعث کاهش عملکرد ریه شود ، فرض ما این است که این میکروب ممکن است اغلب در بیماران مبتلا به بیماری های ریوی شدیدتر پیش آگهی بدتر رشد کند. شاید دیگر عوامل ژنتیکی یا محیطی ریه های این گروه از بیماران را تحت تاثیر قرار دهد و یا از ریه های بیماران “سالمتر” محافظت کند و آنها را از یکدیگر افتراق دهد. این عوامل باید در گروه های بزرگتر از بیماران بررسی شوند.
در یک مطالعه گذشته نگر قبلی از آریزونا [۱۰]، ۱۷ بیمار مبتلا به CF ، در طول سال های ۱۹۹۷-۲۰۰۷ ( از ۱۲۳ بیمار ۱۴٪–CF )، کشت خلط مثبت مداوم برای گونه نوکاردیا داشتند- مشابه درصد در کلینیک ما بود . چند بیمار با وجود دوره های مکرر آنتی بیوتیک، کشت خلط مثبت مداوم برای نوکاردیا داشتند و نتایج با آنهایی که یک کشت جدا شده داشتند ، متفاوت نبود. بر خلاف مرکز ما ، در آریزونا ۷۸٪ از موارد با آنتی بیوتیک درمان شدند. با این وجود ،مقدار میانگین FEV1 و FVC هیچ روند خطی معنی داری را قبل، در طی و بعد از یک بار کشت مثبت نوکاردیا در خلط، نشان نداد، که منجر به این نتیجه شد که، درمان به احتمال زیاد هیچ ارزشی در بهبود عملکرد ریه ندارد. مطالعه ما این نتیجه گیری همکارانمان را تقویت کرد.
توصیه های درمانی مطلوب برای نوکاردیوز ریوی بصورت پایدار و محکم به دلیل تغییر در الگوهای حساسیت ضد میکروبی آزمایشگاهی مشخص نشده است. سولفونامیدها ضد میکروبی های انتخاب هستند که ۵۰ سال پیش معرفی شدند[۱۳]. اما به تازگی مقاومت در بیش از ۱۵٪ از ایزوله ها توصیف شده است. [۱۴] آنتی بیوتیک های خوراکی جایگزین استفاده شده ؛ مینوسیکلین و یا داکسی سیکلین هستند، در حالی که برخی گونه های نوکاردیا دارای حساسیت متوسط به کلاولانات آموکسی سیلین یا به فلوروکینولون هستند. چند آنتی بیوتیک وریدی نیز مانند کارباپنم ها، سفتریاکسون، سفوتاکسیم، آمیکاسین، و لینزولید در برابر نوکاردیا موثر هستند. در هنگام درمان نوکاردیوز ریوی، ، درمان ترکیبی باید در نظر گرفته شود و طول درمان ۶-۱۲ ماه توصیه می شود. با این حال، همانطور که در مقالات نشان داده شده است و در مطالعه ما مورد تاکید قرار گرفته است، در بیماران مبتلا به CF نیاز به درمان و همچنین مدت درمان کمتر از مدتی است که تعریف شده است.
با این همه، اعتقاد بر این است که ریشه کن کردن نوکاردیا و یا یک دوره بسیار طولانی از درمان ممکن است در برخی بیماران مبتلا به CF مورد نیاز باشد ، به خصوص اگر آنها پیوند ریه انجام داده باشند و یا به دوزهای طولانی مدت و بالا کورتیکواستروئیدها ، مانند درمان ABPA. نیاز داشته باشند. دلیل این کار این است که کورتیکواستروئیدها و همچنین رژیم سرکوب کننده سیستم ایمنی در طول دوره بعد از عمل به خوبی عوامل خطر برای تهاجمی نوکاردیوز و بیماری منتشر که منجر به نرخ بالای مرگ و میر می شود را فراهم می آورد[۱۵،۱۶].
در واقع، توده مدیاستن و تجمع مایع در پریکارد با تامپوناد قلبی به علت یک عفونت نوکاردیال تهاجمی در یک بیمار پیوند کلیه دچار نقص سیستم ایمنی تشخیص داده شد. [۱۷]
برخی از محدودیت ها برای مطالعه ما وجود دارد. محدودیت اصلی کوچک بودن نمونه مورد مطالعه است، و نتیجه گیری قطعی دشوار است. با این حال، تا جایی که می دانیم ، بزرگترین گروه مطالعه مورد بررسی قرار گرفته تا کنون، است. به نظر می رسد که یک مطالعه چند مرکزی با موارد بیشتر ، می تواند اطلاعات بیشتر و آمار بهتری را ارائه دهد. روش گذشته نگر مطالعه ما، محدودیت دیگری است. بر این اساس، ما به طور قابل توجهی دوره پیگیری بیماران در مدت مطالعه را گسترش دادیم، که ما را قادر به تخمین تغییرات سالانه در عملکرد ریوی می ساخت. محدودیت دیگر مطالعه ما عدم تمایز نوکاردیا به گونه های مختلف و ایجاد حساسیت دارویی در آزمایشگاه میکروبیولوژیک ما است، که احتمالا می تواند بیماران را به زیر گروه مختلف با توجه به ویرولانس و مقاومت میکروب خاص جدا کند.

بخشی از مقاله انگلیسی:

Discussion

Patients with cystic fibrosis have a predisposition to become colonized and infected by a large array of microbes. Some bacteria, such as Pseudomonas aeruginosa, Staphylococcus aureus, and Stenotrophomonas maltophilia, accelerate the deterioration of pulmonary disease, while others have little or no data to define their role as a pathogen or colonizer in the cystic fibrosis patient, and the benefits of treatment after their isolation is unknown [11,12]. The literature describing Nocardia in CF are mostly case reports, including 1 report describing 3 patients in Australia [5] and a report of 9 patients in Spain [6], which concluded that isolation represents colonization rather than infection. Three more case reports of children with CF and Nocardia isolation were published and found other risk factors for infection, such as corticosteroid treatment for ABPA [7–۹]. Most patients described were treated with cotrimoxazole, but the outcomes for the treated versus the untreated patients were similar or unknown [5–۹]. To the best of our knowledge, the present study is the first to evaluate such a large cohort of patients, 25% of them carriers of a unique mutation prevalent in Israel (W1282X), for such a long period of time (10 years). We found no statistically significant difference in PFTs before or after the Nocardia isolation. No difference in PFTs were found between patients with a single episode versus those with recurrent Nocardia growth, nor in those treated with antibiotics, some for prolonged periods of time, versus those who were not treated. There was no difference in mean FEV1 or FVC between symptomatic versus asymptomatic patients during the episode, but a significantly lower mean FEF 25–۷۵% was found among the symptomatic patients (35.7 vs. 73.3, p=0.01). Regarding this finding, we hypothesized that a graver disease of the smaller airways and perhaps a more parenchymal involvement could result in subjective pulmonary symptomatology. In this study we expanded the follow­up period and evaluated the changes in pulmonary functions throughout the entire period of 10 years and not only during the year of the episode of Nocardia isolation, realizing that in some cases a bacteria could colonize the lungs without growing in our sputum cultures. Furthermore, we compared our study group patients to paired CF patients with similar status as their peers by mutation class, age, and sex, but no Nocardia isolation, a comparison not carried out until this time. In these patients we found a mean decline of FEV1 per year of −۱٫۸۷%, similar to the average rate of decline known for CF patients. No difference in the rate of decline was found comparing the period prior to the positive Nocardia culture to the years following the isolation until the end of the study period. Surprisingly, the mean decline of FEV1 per year for our control group CF patients was ­۰٫۵%. Comparing the rates for both groups showed a trend to significance in FEV1 (p=0.08) and FVC (p=0.09), with no difference in FEF25– ۷۵% (p=0.2), meaning that the cystic fibrosis patients who had positive sputum cultures with Nocardia declined faster than matched controls without isolation of this microbe. It is possible that this difference was not statistically significant because of the small study group. Since it does not seem that Nocardia causes a deterioration of lung functions, we hypothesized that this microbe might grow more often in patients with more significant lung disease and worse prognosis. Perhaps other genetic or environmental factors affect the lungs of this group of patients or protect the lungs of the “healthier” patients and differentiate them from each other. These factors will need to be studied in larger groups of patients. In a previous retrospective study from Arizona [10], 17 patients with CF had a sputum culture positive for Nocardia spp. during the years 1997–۲۰۰۷ (of 123 CF patients – ۱۴%), a similar percentage as in our clinic. Several patients had persistent positive Nocardia sputum cultures despite repeated antibiotic courses and did not appear to have different outcomes from the ones with a single isolated culture. As opposed to our center, in Arizona 78% of episodes were treated with antibiotics. Despite this, mean FEV1 and FVC values showed no significant linear trend before, during, and after an episode of positive Nocardia isolation in sputum, which led to the conclusion that treatment likely has no value in improving pulmonary function. Our study strengthens these conclusions of our colleagues. Optimal treatment recommendations for pulmonary Nocardiosis have not been firmly established due to variable in vitro antimicrobial susceptibility patterns. Sulfonamides have been the antimicrobials of choice since they were introduced 50 years ago [13], but resistance has been described lately in up to 15% of the isolates [14]. Alternative antibiotics used orally are minocycline or doxycycline, while some strains of Nocardia are moderately sensitive to amoxicillin­clavulanate or to fluoroquinolones. Several intravenous antibiotics are also effective against Nocardia such as carbapenems, ceftriaxone, cefotaxime, amikacin, and linezolid. When treating pulmonary Nocardiosis, combination therapy should be considered and a duration of 6–۱۲ months of therapy is recommended. However, as shown in the literature and highlighted in our study, in CF patients the need to treat as well as the duration of treatment is less well defined. Despite all this, it is believed that Nocardia eradication or a very long period of treatment might be needed in some patients with CF, especially if they are to undergo lung transplantation or are in need of prolonged and high doses of corticosteroids, such as for treatment of ABPA. The reason for this is that the corticosteroids as well as the immunosuppressive regimen during the post­operative period are well­established risk factors for invasive Nocardiosis and disseminated disease that lead to high rate of mortality [15,16]. Indeed, mediastinal mass and pericardial effusion with cardiac tamponade was diagnosed as an invasive Nocardial infection in a renal transplant immunosuppressed patient [17]. There are some limitations to our study. The major limitation is the small study sample, making firm conclusions difficult. However, it is the largest study group assessed so far, to the best of our knowledge. It seems that a multicenter study with more cases could provide more information and better statistics. The retrospective method of our study is another limitation. Accordingly, we significantly expanded the period of follow­up of the patients to the entire study period, enabling us to estimate yearly changes in pulmonary functions. Another limit of our study was the lack of differentiation of Nocardia into different species and establishment of drug sensitivity in our microbiologic laboratory, which could possibly separate the patients into different sub­groups according to the virulence and resistance of the specific microbe.

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *