دانلود رایگان ترجمه مقاله مقایسه برداشت غذا در برابر تغذیه در مقیاس جهانی – اسپرینگر ۲۰۱۴

دانلود رایگان مقاله انگلیسی مقایسه برداشت غذا در برابر تغذیه در مقیاس جهانی به همراه ترجمه فارسی

 

 

عنوان فارسی مقاله: برداشت غذا در برابر(خوراک)تغذیه: مروری بر شیلات پرو در مقیاس جهانی
عنوان انگلیسی مقاله: Harvesting for food versus feed: a review of Peruvian fisheries in a global context
رشته های مرتبط: منابع طبیعی، کشاورزی، سیاست و توسعه کشاورزی و شیلات
فرمت مقالات رایگان مقالات انگلیسی و ترجمه های فارسی رایگان با فرمت PDF میباشند
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله خوب میباشد 
توضیحات ترجمه چندین صفحه از ترجمه موجود نیست
نشریه اسپرینگر (Springer)
کد محصول F113

مقاله انگلیسی رایگان

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

ترجمه فارسی رایگان 

دانلود رایگان ترجمه مقاله
جستجوی ترجمه مقالات جستجوی ترجمه مقالات 

 

بخشی از ترجمه فارسی:

چکیده
کشور پرو صادر کننده برتر خوراک ماهی و روغن ماهی (FMFO)در دنیا بوده و به ترتیب تولید کننده نیمی از خوراک ماهی در جهان و سومین تولید کننده روغن ماهی به شمار می رود. آنکوتا((Engraulis ringens))(ماهی کولی) تقریبا منحصرا برای تولید FMFO استفاده می شود علی رغم این که هدف سیاست غذای ملی در جهت مصرف مستقیم این گونه ارزان توسط انسان می باشد. این شگفت اانگیز است که در کشوری که سوء تغذیه و کمبود کالری از مشکلات اساسی می باشند و گریبان گیر ملت هستند، یک ماهی ارزان قیمت و با ارزش غذایی بالا نظیر ماهی کولی تقاضای داخلی زیادی به عنوان یک ماهی خوراکی ندارد. در این مقاله ما به مرور و ارزیابی ۸ فرایند اقتصادی، اجتماعی و سیاسی بالقوه که توجیه کننده و عامل این وضعیت می باشند خواهیم پرداخت. دلیل اصلی و مهم عادات یا رژیم غذایی غالب، ذائقه مصرف گوشت طیور و سود زیاد ناشی از فروش ماهی کولی به عنوان یک ماهی خوراکی در مقایسه با مصرف آن به عنوان یک ماهی غذایی به دلیل قیمت بسیار بالای FMFO ناشی از افزایش تقاضای روز افزون آن برای تکثیر و پرورش مصنوعی است( چرا که در استخر های مصنوعی ماهی های طعمه و خوراکی برای تغذیه بیشتر وجود ندارند). به علاوه، ظهور سیستم جدید حد نصاب فردی قدرت خرید و معامله را از فراوری کننده ها به ماهیگیران انتقال داده و به موجب آن منجر به افزایش رقابت برای مواد خام گردیده است. این رقابت موجب افزایش قیمت ماهی کولی پیشنهادی توسط صنعت ماهی خوراکی(جیره ای) به دلیل ظرفیت بالای فراوری ساحلی می شود که برای صنعت ماهی تغذیه ای زیان آور است. در نهایت این که اگرچه مصرف غالب ماهی کولی برای تغذیه ماهی را می توان با تلفیق این مکانیسم های بازاری و دیگر مکانیسم های فرعی توجیه کرد این نوع کاربرد و مصرف ایجاد مسائل دیگری می کند نظیر توزیع مجدد اراضی اجاره ای از طریق سیاست های عمومی، اشتغال، عدالت و بهره وری(هزینه اجتماعی پایین) و مدیریت منابع( تهدید اکوسیستم یا تغییرات جهانی). سناریوهای مختلف سیاستی در رابطه با این مسائل پیشنهاد شده اند.
لغات کلیدی: مدیریت شیلات، فرایند های سیاسی اجتماعی اقتصادی، توسعه پایدار، امنیت غذایی، غذای دریایی،ماهی خوراکی
مقدمه
یکی از مباحث قدیمی و حل نشده تنزل و کاهش قدرت تولید اولیه کشاورزی برای تغذیه بشر است.گیاهان را می توان یا به عنوان غذا به صورت مستقیم مصرف کرد و یا می توان آن را به پروتین های حیوانی برای مصرف به صورت جیره غذایی تبدیل کرد. با این حال، حیوانات پرورشی کارایی و ضریب تبدیل غذایی پایینی دارند زیرا چندین کیلو جیره و خوراک برای تولید یک کیلو گوشت حیوان لازم است( لیتچ و گودن ۱۹۴۱، بران ۱۹۹۷، براد فورد ۱۹۹۹، اسمیل ۲۰۰۲). به دلیل رشد جمعیت جهان و به دنبال آن بروز مسائل مربوط به تامین غذا نظیر تغییر اقلیم و مسائل توزیعی(جغرافیایی) این موضوع روز به روز جدید تر می شود. در کشور های در حال توسعه فقیر ترین افراد استطاعت خرید غذای موجود اما گران( الکساندراتوس ۱۹۹۹) را نداشته و یا نمی توانند به این غذا دسترسی پیدا کنند( سن ۱۹۸۱).
اهمیت غذایی دریایی به عنوان بخش مهمی از تامین و امنیت غذای جهانی روز به روز دوچندان می شود( اسمیت و همکاران ۲۰۱۰، توتراز و همکاران ۲۰۱۲). همانند تولید محصولات کشاورزی، تولید غذایی دریایی نیز شامل بحث غذا در برابر خوراک می شود زیرا تقریبا یک سوم ماهی های صید شده برای خوراک حیوانات در سال های اخیر استفاده شده اند( تاکون و همکاران ۲۰۱۱).ترکیب اصلی غذاهای دریایی برگرفته از تبدیل ماهی های خوراکی و غیر خوراکی به خوراک ماهی و روغن ماهی است(FMFO)( تاکون و ماتین ۲۰۰۹)، در حالی که بخش کمی از آن ناشی از هماوری ماهی است. در رابطه با این که بهترین مورد مصرف ماهی خوراکی چیست یعنی یا مصرف مستقیم توسط انسان(DHC ماهی خوراکی ) یا مصرف غیر مستقیم توسط انسان(ماهی تغذیه ای IHC) از طریق تغذیه و خوراک دهی حیوانات پرورشی با کاهش عملکرد برای مصرف بشری بحث های زیادی وجود دارد( ولچ و همکاران ۲۰۱۰).
تقاضای جهانی برای ترکیبات دریایی غذا در سال های اخیر به شدت افزایش پیدا کرده و نگرانی هایی در خصوص پایداری شیلات دریایی به وجود آورده است( نایلور و همکاران ۲۰۰۰، ۲۰۰۹، اسمیت و همکاران ۲۰۱۰). به علاوه چون بخش عظیمی از ماهیان خوراکی و غیر خوراکی هر ساله در کشور های در حال توسعه صید می شوند، برخی از محققان احساس می کنند که تولید خوراک حیوانی، ماهی های خوراکی نادر را از کشور های فقیر به نفع مصرف کنندگان پولدار در اقتصاد های نوظهور و پیشرفته تغییر می دهد.( کنت ۱۹۹۷، ژیلت ۲۰۰۸). بر عکس استدلال دیگر محققان این است که تقاضای محلی برای مصرف مستقیم گونه های ماهی خوراکی خاص بسیار معدود است. در عوض، تبدیل ماهی به FMFO سود و بهره اقتصادی بالایی را هم برای تولید کنندگان و هم برای خریداران به همراه دارد( یعنی صنعت تکثیر و پرورش، ویجکسترام ۲۰۰۹). اسمیت و همکاران ۲۰۱۰ عنوان کردند که صادرات خالص غدای دریایی می تواند می تواند به تامین غذا در کشور های در حال توسعه با درآمد زایی و بهبود تناوب معیشت کمک کند. این استدلال را می توان به صنایع شیلات خوراکی صادرات محور تعمیم داد( بحث را ببینید).
این سوال که بهترین مورد مصرف و کاربرد منابع ماهی نادر چیست ممکن است با توجه به تغییرات ساختاری در تقاضا برای FMFO پیچیده تر شود. پروتین های حیوانی هیچگاه برای تغذیه گاو ها به کار نمی روند و نسبت FMFO. در خوراک طیور و خوک طی دهه گذشته به شدت کاهش یافته است.( توتراس و توتراس ۲۰۱۰).بر عکس، مصرف FMFO در تغذیه ماهی های پرورشی به شدت از دهه ۱۹۹۰ به دو دلیل افزایش پیدا کرده است. اول این که، در برخی از جیره های غذایی تکثیر و پرورشی، نسبت خوراک ماهی( بیش از ۳۶ درصد) و روغن ماهی( بیش از ۲۶ درصد) بسیار بیشتر از مقدار موجود در جیره های غذایی طیور و خوک می باشد( ۲ تا ۳ درصد). دوما، تولید جهانی تکثیر ور پرورش آبزیان به شدت در حال افزایش است( سازمان خوار و بار جهانی ۲۰۱۱ الف). با این حال این رشد در تکثیر ور پرورش آبزیان دیگر موجب افزایش استفاده از FMFO به دلیل مصرف روز افزون مواد جایگزین که ذیلا به آن ها اشاره شده است نمی شود.
زنجیره های تامین غذایی روز به روز اهمیت جهانی پیدا کرده و بسیاری از آن ها تولید یک کالا می کنند از این رو اصطلاح زنجیره کالای جهانی توسط گرفی (۱۹۹۴) ارایه شد.گرفی GCC را به دو دسته بزرک بر اساس ساختار دولتی و نظارتی تقسیم کرد: زنجیره های تحت تسلط تولید کننده و زنجیره های تحت تسلط خریدار .دسته اول در بخش های یافت می شوند که تولید سرمایه و فناوری محور است نظیر اتومبیل و کامپیوتر. بر عکس، مقوله دوم شامل فعالیت هایی است که بیشتر نیازمند نیروی کار می باشند نظیر زنجیره های محصولات کشاورزی( پونته ۲۰۰۲). در رابطه با زنجیره های غذایی پیچیده و پایدار نظیر غذایی دریایی، تثبیت و ایجاد الگوهای مشخص نظارتی نسبت به محصولات تازه حاصل از بخش کشاورزی مشکل تر است.( ویلکینسون ۲۰۰۶). این که آیا زنجیره های عرضه ماهی برای کالاهای جهانی نظیر FMFO تحت اختیار تولید کننده هستند و یا خریدار، این اهمیت زیادی برای قیمت گذاری در سطح اقتصاد خرد بازار ماهی خوراکی دارد. هم چنین این اختلاف از اهمیت زیادی برای سطح اقتصاد خرد دارد زیرا کشور پرو دارای اقتصاد وابسته به کالا از طریق بازار های FMFO بر اساس تعریف ارایه شده توسط فارفان (۲۰۰۵) است( ورود به بازار های جهانی از طریق تولید محصولات اولیه ارزش کم تری نسبت به کالاهای مصرفی نهایی دارد).
احتمالا این فاکتور اخیر به شدت تحت تاثیر بازخورد منفی تقاضای اندک ماهی کولی خوراکی روی سود مورد انتظار توسط صنعت تولید کنسرو قرار گرفته است( پیکان های خط چین در شکل ۳) که مطابق با نخستین فرضیه ما در خصوص عدم تمایل بخش شیلات برای توسعه بیشتر این بازار است. دو فاکتور نخست با کمبود زنجیره های سرد و شرایط بهداشتی و ضد عفونی خوب برای تولید ماهی کولی خوراکی به خصوص ماهی کولی تازه و منجمد تشدید شده و ایجاد تولیدی می کنند که می تواند از نظر قیمت با جوجه گوشتی رقابت کند. این مسئله می تواند مربوط به دومین فرض ما مبنی بر این باشد که عدم پشتیبانی عمومی و دولتی می تواند مانع از تغییر روند بازاری ماهی کولی برای DHC شود.عوامل ۲ و ۳ با افزایش قیمت پروتین ناشی از فرایند های تبدیل نظیر نمک سود سازی و کنسرو سازی تشدید می شوند. مهم ترین دلیل، هزینه و قیمت اضافی کنسرو های ورق حلبی در بیشتر فرایند های نمک سود سازی و کنسرو سازی است. این مسئله فرضیه سوم ما را در خصوص ساختار هزینه مناسب روش غیر مستقیم به DHC است را تایید می کند. برای غلبه بر این مشکل، ITP پرو در حال افزایش اندازه کسنرو های ماهی کولی برای کاهش هزینه تولید و نیز استفاده از فناوری های جدید در بسته بندی نظیر کیسه های خلا متشکل از مواد پلاستیکی می باشد.
همه عوامل غیر مستقیمی که در مصرف پایین ماهی کولی خوراکی نقش دارند به عامل مستقیم سوم ( سود بالای ناشی از تبدیل به جای کسنرو سازی) از طریق قیمت بالای ماهی خام با هدف تولید FMFO بر می گردند( شکل ۳). این عوامل غیر مستقیم فرض چهارم ما را تایید می کنند که مبنی بر آن تقاضای بالای FMFO محرک های توسعه بازار های DHC. را تضعیف می کند. در واقع قیمت های کالای بالای مشاهده شده FMFO به دلیل تقاضای جهانی برای تغذیه حیوانات(پرورش حیوانات خشکی زی و آبزی) است که برای ماهی گیران فروختن ماهی به بخش IHC بسیار سود آور تر نسبت بهDHC می باشد.
شکل ۷: تغییرات اخیر در بخش صید ماهی پرو. A:طول فصل صید ماهی کولی(روز) وصید متوسط در هر روز درمنطقه شمالی b: ظرفیت های کشتی ها و کارخانجات(منبع:PRODUCE و IMARPE).
تقاضای محلی برای کولی جهت تولید FMFO با افزایش ظرفیت کارخانه های تولید خوراک ماهی افزایش پیدا کرده و موجب رقابت شدید بر سر مواد خام گردیده است. با اجرای سیستم سهمیه بندی فردی که موجب تغییر قدرت خرید از فراوری کننده ها به صیادان شده است این مسئله به وضوح مشهود تر می شود( شکل۳). به دلیل مالکیت-منبع-ماهی معرفی شده توسط این سیستم، اپراتور های ماهی گیری و کشتی های آن ها تبدیل به تبدیل به بانک ها(مخازن) شناور شده اند. این کشتی های سهمیه ای ماهی گیری را ترک نخواهند کرد مگر این که انتقال یا حواله سهمیه صورت گیرد.
رقابت بین زنجیره های عرضه خوراک و غذا
ما رقابت برای عرضه مواد خام را بین شیلات کولی خوراکی و غذایی به عنوان دلیل مصرف پایین ماهی کولی به عنوان غذا در نظر نگرفتیم. رقابت برای مواد خام بین دو بازار در صورتی می تواند عامل مهمی باشد که شیلات ماهی کولی بر ساس قانون حداکثر صید مجاز باشدTAC. این مسئله در حال حاضر دیده نمی شود زیرا تقریبا دسترسی آزاد به منابع برای ماهی گیران کوچک مقیاس وجود دارد( محدودیت مکانی تنها اخیرا اعمال شده است) و تنها رقابت محلی محدودی وجود دارد. فاکتور اصلی محدود کننده در خصوص ماده خام با هدف تولید ماهی کولی برای مصرف مستقیم، تغییرات طبیعی وفور آن و تا حد کمی قابلیت دسترسی به شیلات می باشد. در واقع شیلات کولی پرو با تغییرات سالانه عظیم در بیوماس و در نهایت تغییرات زیاد در صید در مقیاس های زمانی همراه است.
تغییرات بین سالانه با رویداد های ENSO به خصوص ال نینو غالب است که موجب کاهش معنی دار در تولید دو کشور اصلی تولید کننده(شیلی و پرو) و تا حد کمی لا نینا که موجب افزایش وفور اما کاهش قابلیت صید می شود می گردد( برتراند و همکاران ۲۰۰۴). رویداد های قوی ال نینو نظیر رویداد ۱۹۹۷-۱۹۹۸، بر بازار تاثیر بنیادین گذاشت( شکل ۷) و در حالی که رویداد های ضعیف ENSO از جمله حدسیات و شایعه ها موجب واکنش های کوتاه مدت و محدود می شوند( آسچ و توتراس ۲۰۰۴، آسچ و همکاران ۲۰۱۳).
حتی در نبود بهره برداری،چرخه های فراوانی طی چندین دهه و قرن برجسته تر از تغییرات بین سالانه بوده است که با مطالعات دیرین بوم شناسی رسوبات آنوکسیک سواحل پرو و شیلی اثبات شده است( والدز و همکاران ۲۰۰۸، گوتیرز و همکاران ۲۰۰۹). تغییر اقلیم می تواند این تغییرات بلند مدت را علاوخ تغییرات بین سالانه اصلاح کرده و با بهره برداری اثر متقابل داشته باشد( فرون و همکاران ۲۰۰۹). چون جامعه علمی اخیرا مفهوم چرخه های بلند مدت فراوانی را کشف و پذیرفته است، بررسی تاثیر آن ها بر ایت بخش مشکل است زیرا آن ها فرایند های قابل پیش بنی نمی باشند. احتمالا این پذیرش می تواند از توسعه بازار ماهی کولی در پرو جلوگیری کند.
قیمت پایین ماهی کولی ساحلی برای مصرف مستقیم نسبت به خوراک ماهی و قدرت چانه زنی و معامله پایین ماهی گیران خرده پا
چون ماهی گیران خرده پا تولید خود را به طور فردی به کارخانه های کمپانی های ماهی گیری( ازطریق دلالان) می فروشند قدرت مذاکره آن ها بسیار محدود است زیرا صید آن هاکم بوده و اغلب دارای شرایط بهداشتی و ضد عفونی فقیری است. تنها منبع قانونی آن ها صید بر اساس قیمت پیشنهادی توسط صنعت است و و در صورت رفتن به صید تنها مجاز به صید ماهی کولی یا گونه های پلاژیکی است که فراوانی کم تری دارند. از این روی، بدیهی است که تقاضای اندک برای کولی خوراکی از طرف صنعت عامل افزایش و محرک قیمت است که به نوبه خود کنترل کننده میزان عرضه نیز می باشد. در بسیاری از موارد خود صنعت اقدام به عرضه یخ و کانتینر های بزرگ برای حفظ صید ها به بهترین نحو در جهت تولید DHC. می کند. در موارد دیگر، صنعت تنها از لایه فوقانی ذخیره کولی در کشتی برای DHC. استفاده کرده و بقیه صید را به IHC. اختصاص می دهد. به طور تناقض آمیزی، این برای ماهی گیران خرده پا بسیار سود آور است که ببینند صید آن ها که از نظر بهداشتی ممکن است برای DHC نامناسب باشد توسط IHCنیز خریداری شوند.

بخشی از مقاله انگلیسی:

Abstract

Peru is the top exporter of fishmeal and fish oil (FMFO) worldwide and is responsible for half and a third of global production, respectively. Land- ings of ‘‘anchoveta’’ ( Engraulis ringens ) are used nearly exclusively for FMFO production, despite a proactive national food policy aimed at favoring the direct human consumption of this inexpensive species. It may be surprising that in a country where malnu- trition and caloric deficit constitute major issues, a low-priced and highly nutritious fish such as anchovy does not have stronger domestic demand as a food fish. Here, we review and assess eight potential politico- socio-economic processes that can explain this situa- tion. The main explanation are dietary habits, the preference for broiler and the higher profit from anchovy sold as feed fish compared to its use as a food fish due to historically high FMFO prices, boosted by an increasing demand for aquaculture in a context of finite forage and trash fish resources. In addition, the recent introduction of an individual quota system has shifted bargaining power from processors to fishers, thereby increasing competition for the raw material. This competition results in an increase in anchovy prices offered by the feed fish industry due to its onshore processing overcapacity, which is detrimental to the food fish industry. In the end, although the dominant use of anchovy for fish feed is largely explained by integrating these market mechanisms and other minor ones, this use raises other issues, such as rent redistribution through public policies, employ- ment, equitability and utility (low social costs), and resource management (threats to ecosystems or global change). Different policy scenarios are proposed in relation to these issues.

Keywords Fisheries management  Politico-socio-economic processes  Sustainable development  Food security  Seafood  Feed fish

Introduction

An old and unresolved debate is raging around the best use of primary production by agriculture to feed humanity. Crops can either be consumed directly as food or converted to animal proteins for use as feed stuff. However, farmed animals are associated with low food conversion efficiency because many kilos of feed are required to produce 1 kilo of animal meat (e.g., Leitch and Godden 1941 ; Brown 1997 ; Bradford 1999 ; Smil 2002 ). This debate is becoming even more current because of global population growth and corresponding food security issues, such as climate change and distributional issues. In developing coun- tries the poorest cannot afford to buy the available, but expensive, food (Alexandratos 1999 ) or cannot access this food (Sen 1981 ). Seafood is increasingly recognized as being an important part of global food security (Smith et al. 2010 ; Tveteras et al. 2012 ). Similar to production of agricultural crops, seafood production does not escape the food versus feed debate, since approximately a third of landed fish catches were used for animal feed in recent years (Tacon et al. 2011 ). Marine feed inputs are mainly derived from the transformation of forage and trash fish into fishmeal and fish oil (FMFO) (Tacon and Metian 2009 ), while a smaller part is derived from fish trimmings. Controversies exist over what the best use of forage fish is, i.e., for either direct human consumption (DHC or food fish) or indirect human consumption (IHC or feed fish) through the feeding of farmed animals, with the associated loss of yield for human consumption (Welch et al. 2010 ). The global demand for marine ingredients for feed has grown so fast in recent years that it has raised concerns about the sustainability of marine fisheries (e.g., Naylor et al. 2000 , 2009 ; Smith et al. 2010 ). Furthermore, because a large share of forage and trash fish is harvested in developing countries, some authors feel that the production of animal feed diverts scarce food fish away from the poor in favor of high-paying consumers in emerging and developed economies (Kent 1997 ; Gillet 2008 ). In contrast, other authors argue that hardly any local demand for direct consumption exists for certain forage fish species. Instead, the transformation of fish to FMFO generates economic benefits for both producers and buyers (i.e., the aquaculture industry; Wijkstro ̈ m 2009 ). Smith et al. ( 2010 ) argue that net seafood exports can still contribute to food security in developing countries by generating income and livelihoods. This argument can also be extended to export-oriented forage fisheries industries (see Discussion ). The question of how to best use scarce fish resources is further complicated by structural changes in the demand for FMFO. Animal proteins are not used to feed bovines anymore, and the proportion of FMFO in poultry and swine feed has decreased drastically over the last decade (Tveteras and Tveteras 2010 ). In contrast, FMFO usage in aquaculture feeds has grown rapidly since the 1990s for two reasons. First, in some aquafeeds, the proportion of fishmeal (up to 36 %) and fish oil (up to 26 %) is typically much higher than that in poultry and pig feed (2–۳ %). Second, global aquaculture production is growing quickly (FAO 2011a ). However, this growth in aquaculture produc- tion is no longer resulting in an equivalent growth in the use of FMFO due to an increasing use of substitutes, as detailed below. Food supply chains are becoming increasingly globalized and many of them produce a commodity, hence the term ‘‘global commodity chain’’ (GCC) proposed by Gereffi ( 1994 ). Gereffi classified GCCs into two broad categories according to their gover- nance structure: ‘‘producer-driven chains’’ and ‘‘buyer-driven chains’’. The former category is found in sectors where production is capital- and technology- intensive, such as automobiles and computers. In contrast, the latter category appears in activities that are more labor-intensive, including most agricultural commodity chains (Ponte 2002 ). In the case of long- established and complex food chains, such as seafood, clear patterns of governance are less easy to establish than in the case of fresh products from the agricultural sector (Wilkinson 2006 ). Whether fish supply chains for global commodities such as FMFO are ‘‘producer- driven’’ or ‘‘buyer-driven’’ has implications for price formation at the micro-economic level of the food fish market. This distinction also has strong implications at the macro-economic level because Peru has a ‘‘com- modity-dependent economy’’ (CDE) through