دانلود رایگان ترجمه مقاله کاونتری پاتمر و زیبایی شناسی معماری – Jstor 2015

دانلود رایگان مقاله انگلیسی کاونتری پاتمور و زیبایی های معماری به همراه ترجمه فارسی

 

عنوان فارسی مقاله کاونتری پاتمور و زیبایی های معماری
عنوان انگلیسی مقاله Coventry Patmore and the Aesthetics of Architecture
رشته های مرتبط معماری، فلسفه و زیبایی شناسی
فرمت مقالات رایگان

مقالات انگلیسی و ترجمه های فارسی رایگان با فرمت PDF آماده دانلود رایگان میباشند

همچنین ترجمه مقاله با فرمت ورد نیز قابل خریداری و دانلود میباشد

کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 
توضیحات ترجمه این مقاله به صورت خلاصه انجام شده است
نشریه Jstor
سال انتشار ۲۰۱۵
کد محصول F740

مقاله انگلیسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

ترجمه فارسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان ترجمه مقاله

خرید ترجمه با فرمت ورد

خرید ترجمه مقاله با فرمت ورد
جستجوی ترجمه مقالات جستجوی ترجمه مقالات

  

 

بخشی از ترجمه فارسی مقاله:

 در ۱۸۴۸ انجمن برادری پیشارافائلی تصمیم گرفت تا فهرست جاوادانه ها را تنظیم کند که هر یک دارای تعداد مناسبی از ستاره ها بود. عیسی مسیح چهار ستاره دریافت کرد و شکسپیر سه ستاره دریافت کرد: دو ستاره به براونینگ، کیتس، و شلی رسید و یک ستاره نیز به رافائل، تنیسون، و کاونتری پاتمور اختصاص یافت. از آن زمان به بعد، شهرت رافائل پاتمور کم و بیش افزایش یافت. گاهی اوقات او به عنوان شاعر ارزشمند پیشارافائلی همانند پرتره رومانتیک جان برت در ۱۸۵۵، دوست روزتی، براونینگ و تنیسون، نویسنده یک شاهکار داخلی- فرشته در خانه- علاوه بر قصاید مبهم(۳) در نظر گرفته می شود. گاهی اوقات از او در عصر قدیم اخر الزمانی یاد می شود: یک فرد متکبر، یک فرد رویایی کاتولیک که سه بار ازدواج کرده، ؛ متافیزیک ازدواج، خودنمایی پرتره سارجنت ۱۸۹۵ همانند یک مرغ ماهیخوار وحشی در طبعیت( گاس صص ۲۰-۲۰۲).( سارجنت از آن تصویر برای حزقیال نبی در کتابخانه عمومی بوستون(۲۰۰) استفاده کرد). به ندرت از کاونتری پاتمور در محافل معماری یاد می شود.
با این حال پاتمور یک منتقد معماری با قدرت اعجاب انگیز بود. او دارای یادگیری، سلیسی و ادراک، ذهن عارف و چشم شاعر بود. از او شاید به عنوان مفسر بلیغ سبک معماری یاد کرد. او بود که برای اولین بار راز معماری های بزرگ را در همه مکان ها و همه زمان ها برای مخاطبان و خوانندگان انگلیسی تشریح کرد. این راز یک تزیین نبود بلکه یک نماد بود، یک ساختار نبود، بلکه تصویری از یک ساختار بود: بیان فشار جاذبه بود.
نقد معماری پاتمور هرگز در یک مقاله مشخص ارایه نشد. در طی سالیان متمادی، او چندین بار تلاش کرد تا تفکر و نگرش خود را در قالب یک کتاب بگنجاند. در ۱۸۴۷، او این کار را کرد( چامنپی ۱:۱۰۰). در ۱۸۵۰، او این ترس را داشت که ممکن است سایر افرادی که دیدگاه های مشابهی داشتند از او پیشی گیرند( ص ۹۲). در ۱۸۵۲، او در واقع، یک جلد کوچکی را به ناشران شعرش پیشنهاد داد(۴). هیچ یک از این موارد منتشر نشدند. بلکه بین ۱۸۴۶ و ۱۸۵۸، او ایده هایی را به صورت جداگانه و در مقالات مجزا در هشت مجله مختلف منتشر کرد. همه این قطعه ها به صورت ناشناس بودند زیرا بیشتر مقالات دیگر نیز موضوعات مشابهی را در ۱۸۷۲ و ۱۸۸۶-۱۸۸۸ دنبال می کردند. او سپس اقدام به جمع اوری این موارد کرده و آن ها را با عنوان” اصول هنر(۱۸۸۹) منتشر ساخت به طوری که متخصصان هنری بر این باور بودند که نویسنده، کسی جز نویسنده فرشته در خانه نیست.
چهل سال تاخیر: به دلیل خوی کمال گرا، تا حدی به دلیل یک تغییر رادیکال شرایط اتفاق افتاد. پدر پاتمور، پی جی پاتمور یک ادیب خیابان گراب با استعداد، روابط خوب و قمارباز بود. قبل از فرار به فرانسه به دلیل ورشکستگی، او پسر خود را با دنیای روزنامه نگاری آشنا کرده و حتی یک پنی هم برای او باقی نگذاشت. بین سال های ۱۸۴۶ و ۱۸۶۶، پاتمور در یک مرکز کتاب های چاپی در موزه بریتانیا کار می کرد(۶). در طی این سال ها، او با دختر معلم راسکین، فرشته واقعی درخانه ازدواج کرده و شش فرزند داشت و به عنوان داور مجلات و مترجم درامد زایی بیشتری می کرد(چامپنیز ۱:۶۲-۶۲). مرگ همسرش در ۱۸۶۲ منجر به تغییرات بنیادین و معنی داری در مسیر زندگی او شد. در ۸۶۴، او به یک کاتولیک رومی تبدیل شده و برای دومین بار در ۱۸۶۵ ازدواج کرده و بازنشسته شده و تبدیل به یک نجیب زاده ای شد که خانه خود در شامل لندن را به هرون گیل در بریکفلد، اوکفیلد در ساسگس که توسط بنتلی در ۱۸۶۶-۶۸ برای او طراحی شده بود نقل مکان کرد. سپس او در ۱۸۸۰ به مانور هاوس، هاسنیتگ نقل مکان کرد که یک کلیسای بزرگ را از طریق بیوگرافر اینده خود بازیل چامپنیز، ستاره بانوی دریا(۱۸۸۲-۸۳) راه اندازی کرد و از نظر او تنها کلیسای کاتولیک در انگلیس بدون هر گونه سلیقه یا دیدگاه بد بود( چامنیز ۱:۳۳۷). خانه نهایی او- با سومین زنش که در ۱۸۸۱ ازدواج کرد و هفتمین پسرش را به دنیا اورد- خانه ای در والمپتون، در نزدیکی لیمینگتن، نیوهمشایر بود: یک خانه متمایل به آبی که در میان درختان بر روی یک نقطه گلی در جهت مخالف با جزیره وایت ولی با نمای جذاب، جزر و مد قرار داشت( گاس ص ۱۷۳).
این جزییات بیوگرافیکی از اهمیت زیادی برخوردار هستند. دومین ازدواج پاتمور موجب شد تا او برای اولین بار از نظر مالی تامین شود و منجر به ارتباط او کاتولیک شد( گاس صص ۱۱۹-۱۲۰). قبل از ۱۸۶۴، او زمانی برای اتمام کتاب نداشت پس از ۱۸۶۵، او نیازی به انجام این کار نداشت. فعالیت ساختمان در هرون گیل و هاستینگ شاهکار نانوشته نقد معماری بود. ما یک گزیده ایم داریم که از طریق آن می توانیم تفکرات او را در کنار هم قرار دهیم. این هدف این مقاله است.

بخشی از مقاله انگلیسی:

In 1848 the Pre-Raphaelite Brotherhood decided to draw up a “list of immortals,” each with an appropriate number of stars. Jesus Christ received four stars and Shakespeare three; two each went to Browning, Keats, and Shelley; and one apiece to Raphael, Tennyson, and Coventry Patmore.1 Since then, Patmore’s reputation has been rather less buoyant. Sometimes he is remembered as a precocious Pre-Raphaelite poet, as in John Brett’s romantic portrait of 1855:2 a friend of Rossetti, Ruskin, Browning, and Tennyson; the author of one domestic masterpiece – The Angel in the House – plus a handful of obscure odes.3 Sometimes he is remembered in “apocalyptic old age”: an arrogant, thrice-married Catholic visionary; the metaphysician of wedlock, glaring out of Sargent’s portrait of 1895 “like a wild crane in the wilderness” (Gosse, pp. 201-202). (Sargent re-used that image for the Prophet Ezekiel in Boston Public Library [p. 200]). Rarely, if at all, does the name Coventry Patmore ring bells in architectural circles. Patmore, however, was an architectural critic of extraordinary power. He had learning, fluency, and perception; the mind of a mystic and the eye of a poet. He was perhaps our most eloquent expositor of architectural style. And it was he who first set out for English readers the secret of all great architecture, in all places, and at all times. That secret was not ornament but symbol; not structure but an image of structure: the expression of gravi tational thrust. Patmore’s architectural criticism was never presented in a single, definitive publication. Over the years he tried several times to compress his thinking into book form. In 1847 he was reported to be doing so (Champneys, 1:100). In 1850 he was beginning to fear that he might be “forestalled” by “others” who were already thinking along similar lines (p. 92). In 1852 he actually offered “a small volume” to the publishers of his poems.4 Nothing came of it. Instead, between 1846 and 1858, he developed his ideas spasmodically, in fragments, in a dozen separate essays in eight different journals. All these were anonymous, as were further articles rehearsing similar themes, in 1872 and 1886-88. Not until he collected a few of these later and slighter reviews in a slim volume entitled Principle in Art (1889) did the public discover – what the cognoscenti had known all along – that their author was none other than the author of The Angel in the House.5 Forty years of procrastination: partly due to a perfectionist temperament, partly to a radical change of circumstance. Patmore’s father, P G. Patmore, was a Grub Street litterateur with talent, good connections, and the instincts of a gambler. Before fleeing to France to escape bankruptcy, he introduced his son to the world of journalism, then left him without a penny. Between 1846 and 1866, Coventry Patmore worked in the Department of Printed Books at the British Museum.6 During those years he married the daughter of Ruskin’s tutor, the original Angel in the House, fathered six children, and supplemented his salary by acting as a reviewer and translator (Champneys, 1:61-62). His wife’s death in 1862 led to a drastic change of direction. In 1864 he became a Roman Catholic, married for the second time in 1865, retired, and became a country gentleman, exchanging a world of North London lodgings 7 for Heron’s Ghyll at Brixted, near Uckfield in Sussex, designed for him by J. F. Bentley in 1866-68.8 Thence he transferred in 1880 to the Manor House, Hastings, opposite which he commissioned a major church by his future biographer, Basil Champneys, Our Lady Star of the Sea (1882-83) which he thought “the only Catholic church in England without any bad taste in it” (Champneys, 1:337). His final home – with his third wife, whom he married in 1881 and by whom he had a seventh child – was The Lodge at Walhampton, near Lymington, Hampshire: “A bluish building, standing coyly and askew among the trees, very retired and dowdy-looking, on a muddy point of land opposite the Isle of Wight . . . but with enchanting views of the bright, tidal expanses” (Gosse, p. 173). These biographical details are important. Patmore’s second marriage made him, for the first time, financially secure, and confirmed his allegiance to Catholicism (Gosse, pp. 1 19-120). Before 1864 he had no time to finish his book; after 1865 he had no need to. Building activity at Heron’s Ghyll and Hastings served perhaps as sublimation for that unwritten masterpiece of architectural criticism. We are left with obiter scripta from which to piece together his thinking. That is the purpose of this paper.