دانلود رایگان ترجمه مقاله مدیریت سرمایه و درآمد در بانکداری جایگزین – الزویر ۲۰۱۸

elsevier1

دانلود رایگان مقاله انگلیسی مدیریت سرمایه و درآمد: شواهدی از مدل های کسب و کار بانکداری جایگزین به همراه ترجمه فارسی

 

عنوان فارسی مقاله مدیریت سرمایه و درآمد: شواهدی از مدل های کسب و کار بانکداری جایگزین
عنوان انگلیسی مقاله Capital and Earnings Management: Evidence from Alternative Banking Business Models
رشته های مرتبط حسابداری، مدیریت، مدیریت مالی، مدیریت کسب و کار، بانکداری و حسابداری مالی
کلمات کلیدی استانداردهای گزارشگری مالی بین‌ المللی (IFRS)، مدیریت سرمایه نظارتی، مدیریت درآمدها، زیان های وام مورد انتظار، زیان های وام متحمل شده
فرمت مقالات رایگان

مقالات انگلیسی و ترجمه های فارسی رایگان با فرمت PDF آماده دانلود رایگان میباشند

همچنین ترجمه مقاله با فرمت ورد نیز قابل خریداری و دانلود میباشد

کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 
نشریه الزویر – Elsevier
مجله مجله بین المللی حسابداری – International Journal of Accounting
سال انتشار ۲۰۱۸
کد محصول F644

مقاله انگلیسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

ترجمه فارسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان ترجمه مقاله

خرید ترجمه با فرمت ورد

خرید ترجمه مقاله با فرمت ورد
جستجوی ترجمه مقالات جستجوی ترجمه مقالات

  

فهرست مقاله:

چکیده
۱. مقدمه
۲. پیشینه تحقیق
۲.۱. مدل کسب و کار بانکداری اسلامی
۲.۲. چارچوب نظارتی
۳. توسعه فرضیات
۳.۱. فرضیات مدیریت سرمایه
۳.۲. فرضیات مدیریت درآمدها
۴. داده ها
۵. روش شناسی
۶. نتایج
۶.۱. آمار توصیفی و تحلیل همبستگی
۶.۲. نتایج تجربی
۶.۳. تحلیل حسّاسیّت
۷. نتیجه گیری

 

بخشی از ترجمه فارسی مقاله:

۱. مقدمه
یک جریان تثبیت یافته از متون پژوهشی، استفاده از ذخایر زیان وام (LLP) توسط مدیران بانک در مدیریت سرمایه و درآمد را مشخص نموده است. انگیزه آنها عبارت است از: اجتناب از هزینه‌ های کفایت سرمایه نظارتی، که در نزول پایینتر از نیازهای حداقل کفایت سرمایه متحمل می ‌شوند؛ افزایش جبران خدمات مبتنی بر درآمدها؛ و جلوگیری از نقض تعهد پرداخت بدهی (به عنوان مثال نگاه کنید به، احمد، تاكيدا، و توماس، ۱۹۹۹؛ آنانداراجان، حسن، و مککارتی، ۲۰۰۷؛ لونتیس، ديميتروپولوس ، و آنانداراجان، ۲۰۱۱؛ موير، ۱۹۹۰؛ واهلين، ۱۹۹۴). استفاده اختیاری از رویه های مدیریت سرمایه و درآمدها یک نقطه تمرکز آشکار برای وضع کنندگان استاندارد است، اما مطالعات استفاده تطبیقی از LLP جهت مدیریت سرمایه و درآمدها در بانک ‌های اسلامی و متعارف کمتر مورد تاکید قرار گرفته است.
مدیریت سرمایه و درآمدها را می توان از طریق اعمال اختیار در میزان یا زمان بندی تشخیص زیان های وام قطعی و در سطوح گزارش شده برای LLP بدست آورد (احمد و همکاران، ۱۹۹۹). در مواقعی که بانکها احتمال دارد در شیوه های مدیریت سرمایه و درآمدها از طریق LLP عمدا شرکت داشته باشند، این امر ممکن است به کیفیت گزارش دهی مالی لطمه وارد نموده و هزینه‌ های نمایندگی بیش از حدی را به بار بیاورد (نگاه کنید، آنانداراجان و همکاران، ۲۰۰۷؛ بیور و انگل، ۱۹۹۶؛ جنسن و مکلینگ، ۱۹۷۶).
انگیزه اصلی این مطالعه مقایسه شیوه‌ های مدیریت سرمایه و درآمدهای بانکهای متعارف و اسلامی است که در کشورهای یکسانی واقع گشته اند اما تحت الزامات نظارتی متفاوتی عمل می‌ کنند. تحقیقات ما به ناظران و سرمایه گذاران آگاهی می رساند در همان حین که به نیازهای پژوهشی برای وضع نمودن رابطه نوع بانک بر تصمیمات LLP و رفتار فرصت طلبانه ممکن مدیران بانکها پاسخ می ‌دهد (عبدالسلام، ديميتروپولوس، النحاس، لونتیس، ۲۰۱۶؛ بلال، عبدالسلام و نظامی، ۲۰۱۵؛ بوشمان و ويليامز، ۲۰۱۲؛ النحس و عزالدين و عبدالسلام، ۲۰۱۴؛ فونسکا و گونزالس، ۲۰۰۸).
مدل کسب‌ و کار تقسیم سود و زیان بانکهای اسلامی، مستلزم ترتیبات قراردادی بین یک بانک و دارندگان حساب سرمایه‌ گذاری (IAH) آن، یعنی سپرده گذاران است. این امر تمایل به محدود کردن توانایی بانک‌ های اسلامی برای مدیریت سرمایه و درآمد از طریق LLP را دارد. علاوه بر این، هزینه‌ های نمایندگی در بانکهای اسلامی نسبتا بیشتر است، زیرا IAHها به طور مستقیم در تصمیمات مالی و تجاری دخیل نیستند (به عنوان مثال، آنها هیچ نمایندگی در هیات مدیره ندارند) و بنابراین باید بر سرمایه گذاریشان از طریق اطلاعات مالی منتشر شده نظارت داشته باشند. این امر امکان فرصت طلبی مدیریتی را افزایش می ‌دهد (عبدالکریم و آرچر، ۲۰۰۲؛ صفی الدین، ۲۰۰۹). انگیزه IAHها در تلاش برای محافظت از سرمایه ‌گذاری شان، این است که سعی نمایند قانون گذاران را به نظارت وادار نمایند و سازوکارهای حاکمیتی را در بانکهای اسلامی توسعه دهند تا کیفیت گزارش دهی مالی را بالا ببرند.
بر خلاف لایه حاکمیتی منفرد در بانکهای متعارف (یعنی، هیئت مدیره و کمیته حسابرسی)، بانکهای اسلامی در معرض یک سازوکار حاکمیتی افزونتری از هیات ‌های نظارت شرعی قرار دارند (نگاه کنید به، بلال و همکاران، ۲۰۱۵). علاوه بر این، خصوصیات بانکداری اسلامی بر رفتار اخلاقی و مسئولیت پذیری معنوی تاکید دارد، که انتظار می ‌رود محدودیت هایی بر فرصت ‌طلبی مدیریتی از طریق استفاده از LLP وضع نماید. با توجه به مشخصه ‌های بانکی نهادی منحصر به فرد و مدل کسب‌ و کار محدود بانکهای اسلامی، فرض ما این است که مدیریت سرمایه و درآمدها با استفاده از LLP در بانکداری اسلامی نسبت به بانکداری متعارف کمتر محتمل است. این فرضیه توسط متون بانکداری متعارف پشتیبانی می‌ شود که نشان می ‌دهد یک محیط سازمانی قوی می ‌تواند استفاده از اختیار حسابداری و مدیریت درآمدهای متعرضانه را مهار کند (دایرنگ، مایو و ویلیامز، ۲۰۱۲؛ کاناگارتنام، لوبو و وانگ، ۲۰۱۵؛ مکگویر، عمر و شارپ، ۲۰۱۲).
با توجه به نگرانی های فزاینده بر سر استفاده اختیاری از LLP، ملاحظات اضافی برای ساختار مدل زیان وام در نظر گرفته می شود. بعد از بحران مالی سال ۲۰۰۷، دریافته شد که مدل زیان وام “متحمل شده” (I-LLM)، که توسط استاندارد بین المللی حسابداری شماره ۳۹ (IAS 39) با عنوان «ابزار مالی: شناخت و اندازه گیری» تعریف شده است، تغییر و تحولات را با اعطای تسهیلات مالی موافق ادواری مرتبط با سطوح پایین LLP تشدید نموده است (نگاه کنید به، فیلات و مونتوریول گاریگا، ۲۰۱۰؛ وزل، چان لائو و فرانسس، ۲۰۱۲). در پاسخ، هیأت استانداردهای بین المللی حسابداری (IASB) یک تغییر از مدل زیان وام “متحمل شده” به مدل “مورد انتظار” (E-LLM) را تحت استانداردهای گزارشگری مالی بین‌ المللی شماره ۹ (IFRS 9) با عنوان ابزار مالی پيشنهاد نمود.
برای بانکهای متعارف، اجرای E-LLM تا سال ۲۰۱۸ به تعویق افتاد. با این حال، برای بانکهای اسلامی، LLP با الزامات E-LLM حداقل از سال ۲۰۱۰ همخوانی دارد (نگاه کنید به، تکتاک، زوواری و بودریگا، ۲۰۱۰؛ زوبی و الخزعلی، ۲۰۰۷). برای بانکهای اسلامی در بحرین، اردن و قطر، E-LLM در حال حاضر اجباری است (نگاه کنید به، هیئت حسابرسی و بازنگری موسسات مالی اسلامی (AAOIFI)، ۲۰۱۵؛ انجمن حسابداران گواهی شده مجاز (ACCA) و کی‌ پی ‌ام ‌جی (KPMG)، ۲۰۱۰؛ ساره و حنیفه، ۲۰۱۳). این امر یک محیط جالب را برای بررسی بیشتر مدیریت سرمایه و درآمدها از طریق استفاده از LLP عرضه می نماید چرا که توسط بانکهای اسلامی و متعارفی گزارش‌ شده که در کشورهای یکسانی قرار دارند اما در حال حاضر چارچوبهای نظارتی متفاوتی را اعمال می ‌کنند (یعنی E-LLM در برابر I-LLM).
برای دوره ۲۰۰۷-۲۰۱۳ ما از داده‌ های پانلی برای کشورهای بحرین، قطر و اردن استفاده می ‌کنیم که ۴۴۱ مشاهدات سال بانکی (۶۳ بانک) را شامل می‌ شود. این سه کشور دارای یک فرهنگ همگن، ویژگی‌ های اقتصاد کلان مشابه و یک سیستم دوگانه بانکی هستند که در آن تمرکز نسبتا بالایی از بانک‌ های اسلامی وجود دارد (ارنست و یانگ، ۲۰۱۵b). یافته ‌های ما نشان می ‌دهد که در طول کل دوره نمونه، بانکها تمایل به استفاده از LLP دارند تا نسبت سرمایه درجه یک را مدیریت نموده و درآمدها را هموار نمایند. با این حال، دو نوع بانک به طور قابل ‌توجهی رفتار مدیریت سرمایه و درآمدهای متفاوتی را نشان می‌ دهند. ما هیچ شواهدی نداریم که بانک ‌های اسلامی سرمایه یا درآمدها را از طریق LLP مدیریت کنند. این امر بدون در نظر گرفتن اندازه بانک و موقعیت سودآوری است. برای بانکهای متعارف، ما شواهد قابل ‌توجهی را از شیوه های مدیریت سرمایه و درآمدها از طریق LLP می یابیم. این گرایش، هنگام گزارش زیان های مالی در مقایسه با سودها آشکارتر است. ما همچنین توجه داریم که مدیریت سرمایه نظارتی از طریق LLP برای بانکهای متعارف بزرگ رایج تر است در حالی که استفاده از LLP برای مدیریت درآمدها صرف نظر از اندازه بانک امری مشهود است. در نهایت، آن جایی که مدل E-LLM برای بانکهای اسلامی، موافق ادواری بودن اعطای تسهیلات مالی را کاهش می ‌دهد، برای بانکهای متعارف، مدل I-LLM، موافق ادواری بودن در اعطای تسهیلات مالی را مورد تاکید قرار می دهد.
این مقاله به چند طریق در متونی که بانک ‌های اسلامی و متعارف را مقایسه می نمایند سهیم می باشد. این اولین تلاش برای بررسی این مورد است که چگونه استانداردهای گزارشگری مالی متمایز و مدلهای زیان وام می ‌تواند منجر به رفتار مدیریت درآمدها و سرمایه متفاوتی شود. ما تلاشهای قبلی را در مورد پیامدهای اقدامات اختیاری بر کیفیت گزارشگری مالی توسط بانکداری اسلامی و متعارف بسط می ‌دهیم (عبد السلام و همکاران، ۲۰۱۶؛ النحس و همکاران، ۲۰۱۴؛ صفی الدین، ۲۰۰۹). دوم، یافته ‌های ما تاثیر اتخاذ یک مدل کسب و کار بانکی محدود را برجسته می ‌کند که با تسهیم ریسک و ساز و کارهای حاکمیتی اضافی، در استفاده فرصت ‌طلبانه از LLP مشخص می ‌شود (نگاه کنید به، سیزلوییز، ۲۰۱۴؛ دایرنگ و همکاران، ۲۰۱۲؛ لونتیس و ديميتروپولوس، ۲۰۱۲؛ مکگویر و همکاران، ۲۰۱۲). در این رابطه، ما بیشتر به درک ارتباط ویژگیهای نهادی بانک در مدیریت درآمدها و شیوه‌ های گزارش دهی مالی کمک می رسانیم. در نهایت، با مطالعه یک نمونه فرعی از بانکهای اسلامی که جلوتر از بانکهای متعارف در بکارگیری E-LLM قرار دارند، این تحقیق یافته ‌های بوشمن و ویلیامز (۲۰۱۲) در مستند سازی ابهام این مدل آینده نگر و کاربرد احتمالی آن در اختیار حسابداری را گسترش می‌ دهد.
بررسی استفاده از LLP در مدیریت سرمایه و درآمد بین دو بخش بانکی موضوعاتی را مطرح می ‌کند که مربوط به سرمایه گذاران، حسابرسان، و قانون گذارانی هستند که به دنبال افزایش کیفیت اطلاعات مالی گزارش‌ شده هستند. ارزیابی‌ های تجربی ما از کاربرد مدل پیشنهادی در بانکهای اسلامی می ‌تواند به IASB در حل مباحث پیرامون فردیت E-LLM کمک کند. یافته ‌های این تحقیق این آگاهی را می رساند که مطالعات بانکداری آتی به بررسی مدیریت سرمایه و درآمدها می ‌پردازد تا به صراحت در مورد هر دو سیستم بانکداری جایگزین و نیز ماهیت مدل های زیان وام کاربردی تفکر نماید.
بخش بعدی یک زمینه کلی را ارائه می ‌دهد. بخش ۳، مبنای منطقی بودن فرضیه های ما در مدیریت سرمایه و درآمد را توضیح می ‌دهد. بخش ۴ داده‌ ها را خلاصه می نماید. بخش ۵ روش‌ شناسی را مورد بحث قرار می ‌دهد. بخش ۶ نتایج توصیفی و تجربی را ارایه می‌ دهد. بخش ۷ خلاصه سازی کرده و نتیجه ‌گیری می نماید.

بخشی از مقاله انگلیسی:

۱٫ Introduction

A well-established stream of literature has identified the use of loan loss provisions (LLP) by bank managers in capital and earnings management.1 Their motivation is: to avoid regulatory capital adequacy charges that are incurred in falling below the minimum capital adequacy requirements; to increase earnings-based compensation; and to prevent debt covenant violations (see e.g. Ahmed, Takeda, & Thomas, 1999; Anandarajan, Hasan, and McCarthy, 2007; Leventis, Dimitropoulos, and Anandarajan, 2011; Moyer, 1990; Wahlen, 1994). The discretionary use of capital and earnings management practices is an obvious focus for standard setters, but little emphasis has been given to study the comparative use of LLP to manage capital and earnings across Islamic and conventional banks. Capital and earnings management can be achieved through the exercise of discretion in the magnitude or timing of the recognition of certain loan losses and in the levels reported for LLP (Ahmed et al., 1999). Where banks might deliberately engage in capital and earnings management practices via LLP, this may compromise the quality of financial reporting and generate excessive agency costs (see Anandarajan et al., 2007; Beaver and Engel, 1996; Jensen and Meckling, 1976). The primary motivation of this study is to compare capital and earnings management practices of conventional and Islamic banks located in the same countries but operating under different regulatory requirements. Our investigation informs regulators and investors as it responds to calls for research to establish the relevance of bank type on LLP decisions and the possible opportunistic behaviour of bank managers (Abdelsalam, Dimitropoulos, Elnahass, and Leventis, 2016; Belal, Abdelsalam, and Nizamee, 2015; Bushman and Willams, 2012; Elnahass, Izzeldin, and Abdelsalam, 2014; Fonseca and González, 2008). The profit-loss sharing business model of Islamic banks requires contractual arrangements between a bank and its investment account holders (IAHs), i.e., depositors. This tends to constrain Islamic banks’ ability to manage capital and earnings through LLP. Moreover, agency costs are relatively higher in Islamic banks, because IAHs are not directly involved in financial and business decisions (i.e., they have no representation on the board of directors) and so must monitor their investments through published financial information. This gives rise to the possibility of managerial opportunism (Abdel Karim and Archer, 2002; Safieddine, 2009). In attempting to protect their investments, the motivation of IAHs is to try to influence regulators to monitor and develop additional governance mechanisms in Islamic banks in order to raise the quality of financial reporting. Unlike the single governance-layer in conventional banks (i.e., board of directors and audit committees), Islamic banks are subject to an extra governance mechanism of the Shariah supervisory boards2 (see Belal et al., 2015). Furthermore, the ethos of Islamic banking emphasizes ethical behavior and moral accountability, which would be expected to place limits upon managerial opportunism through the use of LLP. From those unique institutional bank characteristics and the constrained business model of Islamic banks, our premise is that capital and earnings management using LLP is less likely in Islamic banking than conventional banking. That premise is supported by the conventional banking literature which shows that a strong institutional environment may restrain the use of accounting discretion and aggressive earnings management (Dyreng, Mayew, and Williams, 2012; Kanagaretnam, Lobo, and Wang, 2015; McGuire, Omer, and Sharp, 2012). With growing concerns over the discretionary use of LLP, added consideration is given to the structure of loan loss models. After the financial crisis of 2007, the “incurred” loan loss model (I-LLM), as defined by IAS 39 Financial Instruments: Recognition and Measurement, was perceived to have exacerbated the upheaval by the pro-cyclical3 lending that is associated with low levels of LLP (see Fillat and Montoriol-Garriga, 2010; Wezel, Chan-Lau, and Francesc, 2012). In response, the International Accounting Standards Board (IASB) proposed a change from the “incurred” to the “expected” loan loss model (E-LLM) under IFRS 9 Financial Instruments.4 For conventional banks, the implementation of the E-LLM was deferred until 2018. However, for Islamic banks, LLP has matched the requirements of the E-LLM since at least 2010 (see Taktak, Zouari, and Boudriga, 2010; Zoubi and Al-Khazali, 2007). For Islamic banks in Bahrain, Jordan, and Qatar, the E-LLM is now mandatory (see AAOIFI, 2015; ACCA and KPMG, 2010; Sarea and Hanefah, 2013). This offers an attractive setting to further examine capital and earnings management via the use of LLP as reported by Islamic and conventional banks that are located in the same countries but currently apply different regulatory frameworks (i.e., E-LLM versus I-LLM). For the period 2007–۲۰۱۳, we use panel data for Bahrain, Qatar, and Jordan, comprising 441 bank-year observations (63 banks). Those three countries have a homogenous culture, similar macroeconomic features, and a dual banking system in which there is a relatively high concentration of Islamic banks (Ernst and Young, 2015b). Our findings indicate that during the whole sample period, banks tend to use LLP to manage Tier 1 capital ratio and to smooth earnings. However, the two bank types show significantly different capital and earnings management behavior. We find no evidence that Islamic banks manage capital or earnings through LLP. This is regardless of bank size and profitability position. For conventional banks, we find significant evidence of capital and earnings management practices via LLP. This tendency is more obvious when reporting financial losses than profits. We also note that regulatory capital management via LLP is more prevalent for large conventional banks while the use of LLP to manage earnings is evident irrespective of bank size. Finally, where the E-LLM model for Islamic banks mitigates lending pro-cyclicality, for conventional banks the I-LLM model accentuates pro-cyclicality in lending. This paper contributes to the literature comparing Islamic and conventional banks in a number of ways. It is the first attempt to examine how distinctive financial reporting standards and loan loss models could lead to differentiated earnings and capital management behavior. We extend previous work on the implications of discretionary acts on financial reporting quality by Islamic and conventional banking (Abdelsalam et al., 2016; Elnahass et al., 2014; Safieddine, 2009). Second, our findings highlight the influence of adopting a constrained banking business model, characterized by risk-sharing and additional governance mechanisms, on the opportunistic use of LLP (see Cieslewicz, 2014; Dyreng et al., 2012; Leventis and Dimitropoulos, 2012; McGuire et al., 2012). In this regard, we further contribute to understanding the relevance of bank institutional characteristics on earnings management and financial reporting practices. Finally, by studying a subsample of Islamic banks that is ahead of conventional banks in applying the ELLM, this study extends the findings of Bushman and Willams (2012) in documenting the opaqueness of this forward-looking model and its possible use in accounting discretion. Examining the use of LLP in capital and earnings management across the two banking sectors raises issues that are relevant to investors, auditors, and regulators who seek enhanced quality of reported financial information. Our empirical assessments of the application of the proposed model in Islamic banks could assist the IASB in resolving arguments around the subjectivity of E-LLM. Findings in this study inform future banking studies examining capital and earnings management to explicitly reflect on both the alternative banking systems as well as the nature of the loan loss models applied. The next section presents a general background. Section 3 explains the rationale of our capital and earnings management hypotheses. Section 4 outlines the data. Section 5 discusses the methodology. Section 6 presents the descriptive and empirical results. Section 7 summarizes and concludes.

 

 

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *