دانلود رایگان ترجمه مقاله مدیریت سازمانی صنایع نفت با مدل تکامل توانایی – الزویر ۲۰۰۶

دانلود رایگان مقاله انگلیسی مدل های تکامل توانایی برای مدیریت سازمانی صنایع نفت به همراه ترجمه فارسی

 

عنوان فارسی مقاله: مدل های تکامل توانایی برای مدیریت سازمانی صنایع نفت
عنوان انگلیسی مقاله: Capability maturity models for offshore organisational management
رشته های مرتبط: مهندسی صنایع و پزشکی، ایمنی صنعتی، بهداشت حرفه ای و مهندسی سیستم های سلامت
فرمت مقالات رایگان مقالات انگلیسی و ترجمه های فارسی رایگان با فرمت PDF میباشند
کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 
نشریه  الزویر – Elsevier
کد محصول f385

مقاله انگلیسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

ترجمه فارسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان ترجمه مقاله

خرید ترجمه با فرمت ورد

خرید ترجمه مقاله با فرمت ورد
جستجوی ترجمه مقالات جستجوی ترجمه مقالات

 

 

بخشی از ترجمه فارسی مقاله:

۱- مقدمه
مدیریت خطرات مرتبط با سلامت – امنیت – محیط و موارد مالی پیش رو هستند و مدیریت مناسب خطر یک عامل ضروری در بالاترین سطح تجاری در نظر گرفته می شود.در بریتانیا ، مدیریت امنیت و محیط موضوع کنترل قوانین هستند که هدف آنها اطمینان از فعالیت درست شرکت و تاکید مناسب بر این مسائل مهم است.به هر حال ، روش تنظیم کننده دارای کاربردهای مهم در سازمان و توانایی سازمانها برای مدیریت امنیت و خطر است.
در حوزه امنیت ، از سال ۱۹۷۴ تبصره سلامت و امنیت کاری در بریتانیا چارچوبشرایط هدف را مطرحکرد که در ان افرادی که خطر را ایجاد می کنند مسئول ارزیابی و کنترل می باشند.این عامل شامل تشریح این موضوع است که خطرات تا حدی کاهش می یابند که قابل قبول هستند یا کمتر از سطح قابل قبول هستند.در حوزه محیطی بریتانیا هم ، یک روش ترکیبی برای حفاظت در برابر آلودگی و کنترل مورد استفاده قرار گرفته است.این روش که مبتنی بر خطر نیست یک روش هدفمند است.هدف اصلی این روش دست یابی به سطح بالای محافظت از طریق پیشگیری از انتشارات و در صورت امکان کاهش آن در هوا – اب و زمین است.این روش در این مورد اشاره شده از طریق تعیین و تقویت شرایط مجاز بر اساس فناوری موجود است در عمل میزان پذیرش این روش برای خروج از الودگی و اطمینان از امنیت تغییر نکرده است.موفقیت روش تنظیم کننده بستگی به توانایی سازمانهای خطرساز برای مدیریت خطرات است برای مثال ، در شیوه تنظیم هدف نیاز به توانایی مدیریت بالاتر وجود دارد که در ان تولید کننده خطر تحت تاثیر سایر افراد برای مدیریت خطر قرار می گیرد.یک روش تنظیم هدف متمایل به تنظیم هدف – سنجش عملکرد و ارزیابی عملکرد است که در دست یابی به بالاترین میزان امنیت و محافظت محیطی موفق است.هدف اصلی این مقاله بحث در مورد مفهوم مدل تکامل توانایی سازمان و کاربرد این مدل در صنعت نفت و ارتباط ان با محیط تنظیم کننده هدف است.
۲- شیوه امنیت در صنعت نفت بریتانیا
روش کنونی برای امنیت در بریتانیا در قوانین امنیت تاسیسات نفتی مطرح شده است.این قوانین نیازمند این است که تمام خطرات احتمالی حاصل از یک اتفاق شناسایی شوند زیرا ارزیابی و سنجش این خطرات با کاهش خطرات تا حد پایین کاربردی یا ALARP کمک می کند.قوانین امنیت با استفاده از یک سری قوانین پشتیبانی کننده اجرا می شود که یکی از آنها ارتباط خاص با روش تکامل توانایی با نام قوانین طراحی و ساخت در سال ۱۹۹۶ دارد.این تاسیسات نیازمند شناسایی عناصر مهم امنیت SCE برای تاسیسات هستند که بخشی از تاسیسات هستند و می توانند با ثبات یا خطرات احتمالی در ارتباط باشند و هدف آنها پیشگیری یا محدود کردن تاثیرات خطر یک اتفاق مهم است و برای مثال می توان به استفاده از شاخص ها برای کاهش خطرات پرسنل اشاره کرد.قوانین طراحی و ساخت نیازمند یک طرح تاییدی برای اجرا در تمام اتفاقات امنیتی هستند که این فرایند شامل بررسی طرح یا ویژگی ها توسط یک فرد ماهر و متخصص LCP است و این کنترل مستقل در فرایند طراحی به درستی مطرح شده است.
۳- امنیت چگونه تشریح می شود ؟
در یک روش تنظیم هدف مسئولیت بر عهده افراد ایجاد کننده خطر برای تشریح امنیت تاسیسات و ارزیابی رسمی امنیت می باشد که این عوامل از داده های ضروری می باشند .از قدیم فرآیند ارزیابی امنیت یک طراحی بزرگ با توجه به تحلیل فنی جامع امنیت در طراحی انجام می شود.این کار دربرگیرنده یک ارزیابی کامل از خطرات احتمالی پیش روی تاسیسات است.چنین تحقیقاتی شامل بررسی های شناسایی خطر به شکل HAZID یا HAZOP و ترکیبی از روش های مناسب و کدهای بین المللی و استانداردها و قوانین طراحی می باشد..در شرایط ایده ال خروجی های این تحقیقات سبب اطلاع رسانی در تصمیم گیری می شود و تیم را قادر می سازد تا تاسیساتی را ایجاد کنند که در ان طرح و خطرات به اندازه ای کاهش یافته اند که دست یابی به هدف کاربردی باشند.
به هر حال در عمل کاربرد روش های امنیت طراحی شامل کار و زمان زیاد است و فقط در صورتی می تواند انجام شود که بخش قابل توجهی از طراحی کامل شود.متعاقبا یکی از چالش های کلیدی برای شرکت ایجاد تمایز بین ویژگی های طرح خوب و بد در مراحل اولیه طراحی و ساخت است.
با توجه به ماهیت فرایند طراحی این مورد در اواخر فرایند طراحی اتفاق می افتد که ویژگی های اصلی طرح توافق شده باشد.علاوه بر نصیحت های قدیمی در استفاده از HAZOP واحد انتظار انجماد طرح را می توان نام برد که در ان جزئیات کافی از طرح برای پشتیبانی از اجرای اشظخح موجود باشد.در حالیکه در این مرحله ، تغییر در مقایسه با مراحل ساخت یا اجرا هزینه کمتری نیاز دارد اما ایجاد تغییرات جزئی در طراحی پر هزینه است و تحت تاثیر مدیرانی قرار می گیرد که تشویق به تامین هزینه و اهداف شده اند.
برای اطمینان از اینکه در فرایند طراحی یک محصول مطمئن حاصل می شود یک روش کاملا متفاوت برای اطمینان از امنیت نیاز است.تفکرات اولیه در مورد HES و امنیت طراحی این تردید را به همراه می اورند که اصلاح فنی و ارزیابی HAZOP ارزیابی مطمئن در تصمیم گیری را به همراه دارد و برداشت بر این است که یک روش موثرتر متمرکز بر فرایند مدیریت امنیت است و تاکید ان بر ارزیابی رسمی خطر نیست و برای مثال می توان تغییر از تاکید به سمت ارزیابی امنیت را برای ارائه بهترین محصول را نام برد.توانایی سازمان برای مدیریت طراحی در فرابند امنیت مهم است و باعث می شود تا محققان به بررسی استفاده از شاخص های عملکرد مدیریت و مدل تکامل توانایی بپردازد که با تغییر کلیدی در اطمینان نمایان می شوند.
به هر حال اثبات شده است که انجام این کار با استفاده از روش های سنتی دشوار است.دلیل این است که میزان پیچیدگی ابزار ارزیابی امنیت و روش های ان در صورت تاکید بر نتیجه طراحی مهم نخواهد بود و تصمیمات مرتبط با امنیت نیازمند جزئیات مهندسی برای تعریف هستند.

بخشی از مقاله انگلیسی:

۱٫ Introduction

All businesses need to manage the health and safety, environmental and financial risks to which they are exposed and good risk management practice is now recognised as essential at the highest business level (Turnbull, 1999). In the UK the management of safety and environment are subject to regulatory controls which aim to ensure that companies place proper and appropriate emphasis on these important issues. However, the regulatory approach has important implications for the organisation and in particular their capability to manage safety and risk. In the safety field, ever since the 1974 Health and Safety at Work Act, the UK has been creating a “goal setting” regulatory framework (Health and Safety Commission, 2004) in which those who create the risks are made responsible for assessing and controlling them. This includes demonstrating that the risks have been reduced to a level which is acceptable or is as low as reasonably practical. In the UK environmental field, an integrated approach to pollution protection and control has been adopted (DEFRA, 2004). This regulatory regime, while not risk based, is certainly target setting in approach. Its main purpose is to achieve a high level of protection by prevention of emissions or, where this is not possible, by reducing emissions to air, water and land. The regulatory approach in this case is through the determination and enforcement of permit conditions, based on best available technology. In practice this means setting conditions for acceptable levels of discharge of pollutants and ensuring that these are not exceeded. The success of any regulatory regime is dependent on the capability of the risk generating organisations to manage their risks. A goal setting regime, for example, will clearly demand a higher level of management capability than say a prescriptive regime in which the risk generator is largely directed by others in how to manage their risks. As regulatory regimes move towards goal setting approaches, performance measurement and capability assessment become increasingly important in the achievement of the highest levels of safety and environmental protection. The main aim of this paper is to discuss the concept of the capability maturity model of organisations and the application of the design safety capability maturity model to the offshore industry and its relevance in an increasingly goal setting regulatory environment.

۲٫ The UK offshore safety regime

The current approach to safety in the UK is embodied in the Offshore Installations Safety Case Regulations (Health and Safety Executive, 1992). This regulation requires that all hazards with the potential to cause a major accident have been identified, that the risks have been evaluated and that measures are put in place to reduce the risks to a level that is “as low as reasonably practicable” or ALARP. The Safety Case Regulations were supplemented by a series of supporting regulations, one of which has particular relevance to the capability maturity approach; the Design and Construction Regulations in 1996 (Health and Safety Executive, 1996). These installations required the identification of safety critical elements (SCE) for the installation, which are those parts of an installation that could cause or contribute substantially to a major accident hazard if they failed, and those whose purpose is to prevent or limit the effects of a major accident hazard, i.e. the “measures” put in place to reduce risks to personnel. The Design and Construction Regulations also required a “Verification Scheme” to be put in place for all safety critical elements; a process which involves examination of the design or its specification by a nominated independent and competent person (ICP); an important independent check that safety has been properly addressed in the design process.

۳٫ How safety is demonstrated

In a goal setting regime, responsibility is placed on the risk generators to demonstrate that installations are safe and formal safety assessments are an essential input to this. Historically, the process of assessing the safety of a major design has been to undertake a comprehensive technical analysis of the safety built into the design. This often involves a detailed assessment of the potential hazards and risks that the plant may experience. Such studies typically include comprehensive hazard identification reviews, often in the form of a HAZID or HAZOP, combined with the use of appropriate national and international codes and standards to guide design criteria. Ideally, the outputs from these studies inform safety decision making and enable the design team to create an installation in which the design and operating risks have been reduced to a level which is as low as it is reasonably practicable to achieve at the design stage. In practice, however, implementations of design safety procedures involve a considerable amount of work and most importantly can only be done thoroughly when a significant proportion of the design is complete. Consequently, one of the key challenges for the Regulator and client alike is to discriminate between good and bad design safety features accurately and early in the design and construction process. However, this has proven to be difficult by conventional means. The reason why this is the case is that no matter how sophisticated the technical safety assessment tools and methods are, if they focus on assessment of the “product of design” itself, safety decisions will always have to wait for engineering details to be defined. By the very nature of the design process, this will inevitably occur late in the design process once the main design features have been agreed. Indeed the conventional advice for application of HAZOP (Chemical Industries Association, 1992) is to wait until “design freeze” when sufficient design detail will be available to support the execution of a HAZOP. While at this stage, design change is less costly than changes made during construction or operation, it is still very expensive to make any but the most minor of design changes and is often resisted by powerful project managers who are rewarded for meeting tightly controlled cost and delivery targets. In order to provide a degree of assurance that the design process will deliver a safe product at a very early stage in a project, a radically different approach to “safety assurance” is required. Preliminary thinking within the HSE and the design safety community (based on brainstorming sessions with design engineers and HSE inspectors) doubted that further refinement of the technical and HAZOP (type) assessment processes would be capable of delivering the high level assessments needed for early safety decision making and it was felt that a more fruitful approach would be to focus on the safety management processes rather than on formal safety assessments i.e. to shift the attention away from safety assessment of “product” to the assessment of the “process” that delivers the safe product. The capability of the organisation to manage the design for safety processes then becomes critically important and has led the authors to investigate the use of management performance indicators and capability maturity models. This represents a key shift in the assurance strategy of the regulator.