دانلود رایگان ترجمه مقاله نظریه ایجاد زیبایی و معماری منظر – تیلور و فرانسیس ۲۰۱۶

دانلود رایگان مقاله انگلیسی تئوری خلق زیبایی و معماری منظر به همراه ترجمه فارسی

 

عنوان فارسی مقاله تئوری خلق زیبایی و معماری منظر
عنوان انگلیسی مقاله Aesthetic creation theory and landscape architecture
رشته های مرتبط معماری، فلسفه، زیبایی شناسی و معماری منظر
فرمت مقالات رایگان

مقالات انگلیسی و ترجمه های فارسی رایگان با فرمت PDF آماده دانلود رایگان میباشند

همچنین ترجمه مقاله با فرمت ورد نیز قابل خریداری و دانلود میباشد

کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 
نشریه تیلور و فرانسیس – Taylor & Francis
مجله مجله معماری منظر – Journal of Landscape Architecture
سال انتشار ۲۰۱۶
کد محصول F741

مقاله انگلیسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

ترجمه فارسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان ترجمه مقاله

خرید ترجمه با فرمت ورد

خرید ترجمه مقاله با فرمت ورد
جستجوی ترجمه مقالات جستجوی ترجمه مقالات

  

فهرست مقاله:

چکیده
تئوری خلق زیبایی شناختی/ نقد ها/ معماری منظر/ زیبایی شناسی فلسفی/ تئوری
جبران عدم توازن در تئوری معماری منظر
تئوری خلق زیبایی زانگویل
تئوری خلق زیبایی به عنوان یک توجیه منطقی
ویژگی های زیبایی شناختی و وابستگی زیبایی شناختی
بینش و قصد
اطلاعاتی در خصوص معنی و هنر چند منظوره
برخی تئوری های متناقض
تجانس ها و ویژگی های خلق زیبایی برای نظریه معماری منظر
تجزیه تحلیل تمایز هنر عالی/ هنر فاسد
تولید ویژگی های زیبایی شناختی
تئوری خلق زیبایی شناسی و آموزش معماران منظر
تئوری خلق زیبایی برای منتقدان
اثرات: جایگاه مخاطب
نتیجه گیری

 

بخشی از ترجمه فارسی مقاله:

 جبران عدم توازن در تئوری معماری منظر
این متن با جست و جوی یک تعریف معاصر از معماری منظر، به بررسی هنر، بینش، خلاقیت، لذت و زیبایی می پردازد. بسیاری از تعاریف دیگر از این اصطلاحات اجتناب می کنند نظیر تعاریف ارایه شده توسط فدراسیون بین المللی معماران منظر(۲۰۰۳). این کاملا گویا است: در یک عصری که علم و منطق ارزش دارد، گفتمان معماری منظر از ایده های زیبایی شناختی برای مفاهیم طراحی پایدار و کارکردی اجتناب می کند. این به طور ویژه ای در مورد جنبش های بزرگ در امریکای شمالی و اروپا نظیر لند اسکیپ یوربنیسم( شهرگرایی منظر) صدق می کند( برای مثال والدهیم ۲۰۰۶، هرینگتون ۲۰۱۰، تامپسون ۲۰۱۲).
این تمایلات اثبات گرایانه و تکنوکراتیک توسط برخی از نویسندکان در همین رشته مورد نقد قرار گرفته اند- نقدی که توجه زیادی را در سال های اخیر به خود جلب کرده است( دی ۲۰۱۲، گوستاوو ۲۰۱۲، هرینگتون ۲۰۰۸، ۲۰۱۰،۲۰۱۱، میر ۲۰۰۸، تریب ۲۰۱۱). با توجه به این نگرانی که تئوری معماری منظر به طور جدی از حالت تعادل خارج شده است و این که این نمی تواند به عنوان یک رشته عمل کند( هانت ۲۰۰۰، ۶)، ما پیشنهاد می کنیم که کار های اخیر در زیبایی شناسی فلسفی، به خصوص تئوری خلق زیبایی شناسی که توسط نیک زانگویل در کتاب خلق زیبایی ارایه شده است(۲۰۰۷)، پتانسیل جبران این عدم توازن را دارد. رشته زیبایی شناسی فلسفی به بررسی درک زیبایی شناختی هر دو آثار هنری و محیط زیست می پردازد. اگرچه فیلسوفان زیست محیطی نظیر ارنولد برلنت(۱۹۹۲) و آان کارلسون(۲۰۰۲) بر درک محیط طبیعی و بومی تاکید کرده اند، زانگویل عموما ما را ب سمت درک آثار هنری می کشاند. تئوری زانگویل یک تئوری هنر زیبایی شناختی می باشد که بر گرفته از مانرو بیردزلی(۱۹۵۸-۱۹۸۱) می باشد که کتاب زیبایی شناسی او اولین فلسفه نقادانه و سیستماتیک در زمینه تحلیلی می باشد( ورن ۲۰۱۴). سایر طرح های پیشنهادی نیز توسط ارتور دانتو(۱۹۶۴) که اولین بار تئوری سازمانی هنر را ارایه کرد که در آن اعضای دنیای هنر نظیر موزه داران، منتقدان و مالکان گالری، هنر را تعریف می کنند مطرح شده اند. از سوی دیگر تئوری های زیبایی شناسی بر ویژگی های آثار هنری به جای زمینه ای که در آن اثر هنری تولید می شود تاکید دارند.
هر دوی موضوع و رویکرد ما، که تاکید بر نقش اساسی زیبایی شناسی برای یک تئوری صریح تر و عمل غنی تر معماری منظر و نیز گرایش ما به فلسفه تحلیلی است، ارتباط تنگاتنکی با مطالعات قبلی انجام شده توسط محققان معماری منظر دارد. برای مثال، بسیاری از مطالعات به بررسی زیبایی شناسی باغ ها پرداخته اند( میلر ۱۹۹۳، راس ۱۹۸۵، ۲۰۰۱، کو.پر ۲۰۰۶)، با این حال این تردید وجود دارد که محدود شدن صریح به باغچه ها مانع از پذیرش این کار در گفتمان معماری منظر در مقیاس گسترده تر می شود. ما برای این که به مخاطبان گسترده ای دست پیدا کنیم، به بررسی زیبای شناسی مناظر می پردازیم که به طور ضمنی به معنی بررسی نقش معماران منظر در باز سازی شهری، توسعه یک طبعیت جدید، کار بر روی زیر ساخت ها، سیل گیر ها و غیره است. کتاب سوزان هرینگتون با عنوان ” آشنایی با مناظر” دانش جامعی را در خصوص منظر با استفاده از تئوری های مختلف و رویکرد های تحلیلی برای توضیح محدودیت ها و پتانسیل مناظر در اختیار گذاشته است. در یکی از فصول این کتاب، او به بررسی تجربه زیبایی شناسی می پردازد( هرینگتون ۲۰۰۸:۱۱۱-۱۳۰). در این جا، این محقق در مورد تئوری های تکاملی و ترکیب زیبایی شناسی با ویژگی های بصری استدلال کرده است. سایر مقالات مهم در زمینه گفتمان معماری منظر از لاری الین، مارک تریب، جین گیلت و سوزان هرینگتون بر این سوال که منظور از باغچه ها چیست تاکید دارند( تریب ۲۰۱۱). با این حال، اگرچه سوالات مربوط به معنی و زیبایی شناسی ارتباط نزدیکی با هم دارند، به گفته اوا گوستاوسون(۲۰۱۲) استدلال می کند که آن ها با این وجود از هم متمایز می باشند. مقاله ما یک دانش متنوع را در خصوص رابطه بین معنی و زیبایی شناسی توصیه می کنیم.
با بررسی ساختار تئوری های زیبایی شناختی است که ما میتوانیم بگوییم که استفاده از دیدگاه های زانگویل می تواند مفید باشد زیرا او در فلسفه تحلیلی بر شفافیتف قدرت، استدلال، تئوری و حقیقت تاکید می کند گفتمان معماری منظر در طی سال های اخیر، ازایده های مربوط به زیبایی شناسی اجتناب می کنند. ما بر این باوریم که این مسئله تا حدودی ناشی از ساختار تئوری های قدیمی هنر است. تئوری خلق زیبایی شناسی زانگویل موجب می شود تا ما معماری منظر را به مثابه یک هنر در نظر بگیریم. تئوری زانگویل استدلال می کند که آثار هنری دارای کارکرد های زیبایی شناختی است که برای آن ها ضروری بوده و دار عین حال این آثار هنری دارای کارکرد های غیر زیبایی شناختی نظیر اکولوژیکی وعملی می باشند. تئوری خلق زیبایی شناسی بر بعد خلق هنر یا هنر سازی تاکید می کند که به همین دلیل موسوم به تئوری خلق زیبایی شناسی است. اگرچه در نظر گرفتن کاربران برای درک و دانش معماری منظر مسئله افرین نیست، این ارتباط تنگاتنگی با آن چه که ژیلت (۲۰۱۱-۱۷۲) آن را زیبایی گرایی جدید می داند دارد که یک تغییر اخیر از تئوری هایی است که استدلال های کاربران را در خصوص اررزیابی خالق هنر، ارزشیابی می کند.
با این حال هدف اصلی این مقاله اثبات این نیست که معماری منظر ذاتا یک هنر است- به خصوص اگر هنر را به صورت هنر زیبا در نظر بگیریم. هم چنین ما بر این باور نمی باشیم که تئوری زانگویل کلید همه سوالات در گفتمان های زیبایی شناسی در معماری منظر است. ما هم چنین آن را در آزمایش بررسی کرده و چندین سوال را می پرسیم: چه مدت طول می کشد تا تئوری پذیرفته شود؟ تئوری خلق زیبایی به عنوان یک توجیهی برای آن چه که در زمان طراحی مناظر برای معماران منظر رخ می دهد، چه مقدار خوب است؟ اهمیت و پیامد های آن برای معماری منظر چیست؟ با این حال، از همه مهم تر، ما خاطر نشان می کنیم که نظریه پردازی معماری منظر برای خلق ارزش های زیبایی شناسی( همراه با ارزش های دیگر)، گزارش صحیح تر و غنی تری از رشته ارایه می کند.

بخشی از مقاله انگلیسی:

Redressing an imbalance in landscape architectural theory Searching for a contemporary definition of landscape architecture, this text by the Landscape Institute is rare in that it mentions art, vision, creativity, delight, and beauty. Many other definitions avoid these words, such as the one offered by the International Federation of Landscape Architects (2003). This is symptomatic: in an age which values science and rationality, landscape architectural discourse has tended to eschew ideas of aesthetics in favour of notions of functional and sustainable design. This seems to apply particularly to some influential movements in North America and Europe, such as Landscape Urbanism (for example, Waldheim 2006; cp. Herrington 2010; Thompson 2012). These positivistic and technocratic tendencies have been criticized by some authors within the discipline_criticism that has gained momentum in recent years (Dee 2012; Gustavsson 2012; Herrington 2008; 2010; 2011; Meyer 2008; Treib 2011). Sharing the concern that landscape architecture theory has fallen seriously out of balance, and that this does not serve the discipline well (Hunt 2000: 6), we suggest that recent work in philosophical aesthetics, particularly the Aesthetic Creation Theory proposed by philosopher Nick Zangwill (2007) in his book Aesthetic Creation, has the potential to redress this imbalance. The wider field of philosophical aesthetics is concerned with the aesthetic appreciation of both works of art and our environment. While environmental philosophers like Arnold Berleant (1992) and Allen Carlson (2002) concentrate on our appreciation of the natural and vernacular environment, Zangwill primarily engages our appreciation of works of art. Zangwill’s theory is an aesthetic theory of art following Monroe Beardsley (1958/1981), whose book Aesthetics is the first systematic and critically informed philosophy of art in the analytic tradition (cp. Wreen 2014). Other proposals have been made, on the one hand, by Arthur Danto (1964), who first proferred an institutional theory of art in which members of the artworld, such as curators, critics, and gal lery owners, define what is to be considered as art. Aesthetic theories, on the other hand, focus on the characteristics of the work, rather than on the context in which the work was produced. Both our agenda and our approach, that is an emphasis on the essential role of aesthetics for a sounder theory and richer practice of landscape architecture, as well as our turn to analytic philosophy, tie in with previous work by authors from landscape architecture. For example, many studies have explored the aesthetics of gardens (Miller 1993; Ross 1985; 2001; Cooper 2006), but we suspect that the explicit restriction to ‘gardens’ may have hampered the reception of this work within broader landscape architectural discourse. Hoping to reach a wider audience, we are thus explicitly addressing the aesthetics of ‘landscapes’, which implies an exploration of the contributions that landscape architects make to urban renewal, development of new nature, work on infrastructure, flood defences, etc. Susan Herrington’s book On Landscapes has a similarly comprehensive understanding of landscape, using various theories and analytic approaches to explain the limitations and potential of landscapes. In one of her book chapters, she also deals with aesthetic experience (Herrington 2008: 111–۱۳۰). Here, the author argues elegantly against evolutionary theories and the conflation of the aesthetic with the visual. Other seminal contributions to landscape architectural discourse, from Laurie Olin, Marc Treib, Jean Gillette, and (again) Susan Herrington, focus on the question of what gardens mean (Treib 2011). However, while questions of meaning and aesthetics are intimately linked, as Eva Gustavsson (2012) urges us to see, they are nevertheless distinct from one another. Our paper thus adds ‘to a conversation that is endlessly ongoing’ (Gillette 2011: 171), recommending a more nuanced understanding of the relationship between meaning and aesthetics. It is precisely here, in thinking through the structure of aesthetic theories, that we believe turning to the philosopher Zangwill could be fruitful because Zangwill emphasizes_in the tradition of analytic philosophy_ clarity, rigour, argument, theory, and truth. The landscape architectural discourse of recent years has tended to eschew ideas of aesthetics. We believe that this is partly a consequence of the structure of older theories of art. Zangwill’s Aesthetic Creation Theory allows us to see landscape architecture (again) as an art, but without the lofty pretensions of art for art’s sake. Zangwill’s theory holds that works of art have aesthetic functions, which are essential to them, but also allows that they have other, nonaesthetic functions, such as practical or ecological ones. Aesthetic Creation Theory focuses on the creation side of art, which is why it is called Aesthetic ‘Creation’ Theory. While this is not unproblematic for an understanding of landscape architecture that wishes to consider its users, it may tie in with what Gillette (2011: 172) refers to as the New Aestheticism, a recent shift ‘from theories that validate the user towards arguments that validate the maker of the artefact’. The point of our paper, however, is not to prove that landscape architecture is intrinsically an art and only an art_if one understands art as being fine art. Neither do we believe that Zangwill’s theory holds the key to all questions within the aesthetical discourse in landscape architecture. We advance it in a spirit of experimentation, asking several questions: How far can the theory be taken? How good is Aesthetic Creation Theory as an explanation for what happens when landscape architects design landscapes? What are its implications for landscape architecture? But, most importantly, we assert that theorizing landscape architecture as a practice that strives for the creation of aesthetic values (alongside other values), provides a richer and more truthful account of the discipline.