دانلود رایگان ترجمه مقاله یکپارچگی مالی، جهانی سازی و فعالیت واقعی – الزویر ۲۰۱۳

دانلود رایگان مقاله انگلیسی ادغام مالی، جهانی شدن و فعالیت های واقعی به همراه ترجمه فارسی

 

عنوان فارسی مقاله ادغام مالی، جهانی شدن و فعالیت های واقعی
عنوان انگلیسی مقاله Financial integration, globalization, and real activity
رشته های مرتبط علوم اقتصادی و اقتصاد مالی
کلمات کلیدی ادغام مالی، جهانی‌شدن، فعالیت‌های واقعی
فرمت مقالات رایگان

مقالات انگلیسی و ترجمه های فارسی رایگان با فرمت PDF آماده دانلود رایگان میباشند

همچنین ترجمه مقاله با فرمت ورد نیز قابل خریداری و دانلود میباشد

کیفیت ترجمه کیفیت ترجمه این مقاله متوسط میباشد 
نشریه  الزویر – Elsevier
مجله مجله ثبات مالی – Journal of Financial Stability
سال انتشار ۲۰۱۳
کد محصول F671

مقاله انگلیسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان مقاله انگلیسی

ترجمه فارسی رایگان (PDF)

دانلود رایگان ترجمه مقاله

خرید ترجمه با فرمت ورد

خرید ترجمه مقاله با فرمت ورد
جستجوی ترجمه مقالات جستجوی ترجمه مقالات علوم اقتصادی

  

فهرست مقاله:

چکیده
۱٫مقدمه
۲٫اندازه گیری و داده
۲٫۱٫ اندازه گیری ساده ادغام مالی
۲٫۲٫ آمار توصیفی
۳٫ تاثیر ادغام و جهانی شدن بر فعالیت های واقعی
۳٫۱٫ رشد
۳٫۲٫ نوسانات رشد
۳٫۳٫ پایداری
۳٫۴٫ خطر سیستمیک
۳٫۵٫ نقش بهبود در اداره شرکت ها و موسسات
۴٫ نتیجه‎گیری

 

بخشی از ترجمه فارسی مقاله:

مقدمه:
ادبیات تجربی به طور گسترده توسط کوز و همکاران (۲۰۰۹) مورد مطالعه قرار گرفته و آن‌ها به طور تجربی، تاثیر شفافیت و آزادسازی مالی را بر رشد مورد تجزیه و تحلیل قرار داده و نتایج متضادی را ارائه کرده اند. اخیرا، بحران مالی ۲۰۰۷-۲۰۰۸ به همراه کاهش شدید در فعالیت واقعی، این سوال مطرح شد که آیا ادغام مالی و جهانی شدن بی قید و بند می تواند منابع اقتصاد کلان را بی ثبات کند (عنوان مثال نگاه کنید به استیگلیتز، ۲۰۱۰).
آبستفلد (۲۰۰۹، صفحه ۶۳) مشاهده کرده است که «در اینجا اسناد و مدارک قانع کننده کمی در رابطه با اثر مثبت مستقیم آزادسازی مالی بر سطوح رفاه اقتصادی و یا نرخ های رشد کشورهای در حال توسعه وجود دارد». برونر و ونتورا (۲۰۱۰) یافته اند که عدم وجود اجماع در مورد اثرات واقعی سیاست های آزادسازی مالی، بخشی از وجود مشکل در جدا کردن اثرات این سیاست ها از سیاست‌های دیگر می باشد. خصوصا اینکه، رها کردن اثرات بالقوه مختلف، متاثر از اقدامات قانونی و آزادسازی، به طور بالقوه دشوار می باشد. علاوه بر این، کار کوین و تویودا (۲۰۰۸) نشان می دهد که برخی از نتایج بی حاصل ناشی از متون، ممکن است به دلیل مشکلات اقدامات شفافیت مالی به دنبال آزادسازی مالی باشد، هر چند برخی از مطالعات اخیر (به عنوان مثال بونفیگلیولی، ۲۰۰۸؛ بکائرت و همکاران، ۲۰۰۹) تاثیر مثبت شفافیت مالی بر رشد بهره‌وری را به عنوان عامل اصلی رشد بلندمدت در نظر گرفته اند.
با توجه به ثبات اقتصاد کلان و مالی، کوز و همکاران (۲۰۰۹) مشاهده کردند که «شواهد تجربی رسمی اندکی برای حمایت از این ادعا وجود دارد که جهانی شدن مالی به خودی خود، مسئول موجی از بحران مالی می باشد که جهان تا کنون بیش از سه دهه گذشته آن را دیده است» (همان، ۲۰۰۹، صفحه ۲۸). از طرف دیگر، مطالعات اندکی به صورت تجربی، رابطه بین شفافیت مالی و رشد نوسانات را مورد بررسی قرار داده است. بوچ و همکاران (۲۰۰۵) تاثیر قابل توجه شفافیت مالی بر رشد نوسانات رشد را پیدا نکردند، در حالی که مطالعاتی وجود داشته است که با استفاده از داده های موجود در سطح بخش و یا شرکت ها، حالت عکس این موضوع را پیدا کرده اند (به عنوان مثال، لوچنکو و همکاران، ۲۰۰۹؛ کالمی-اوزکام و همکاران، ۲۰۱۰؛ پوپوف، ۲۰۱۱). از سوی دیگر، مطالعات کمی بر اثر شفافیت مالی در بحران مالی، تمرکز کرده‌اند و نتایج متضادی هم پیدا کرده‌اند. بکائرت و همکاران (۲۰۰۹) تاثیر اقدامات شفافیت مالی بر شاخص دوگانه «بحران بانکی» را بررسی کرده و رابطه معناداری بین شفافیت مالی و احتمال یک «بحران بانکی» پیدا نکردند. بوید و همکاران (۲۰۱۰) شواهدی مبتنی بر رابطه مثبت بین شفافیت مالی و شاخص های شوک بانک سیستمیک براساس داده های موجود در سطح کشور پیدا کردند، اما هیچ ارتباطی بین شفافیت مالی و احتمال ورشکستگی سیستمیک بانک ها در رگرسیون لاجیت بر اساس داده های سطح شرکت ها، پیدا نکردند. در مقابل، پوپوف (۲۰۱۱) نشان می دهد که اقدامات در سطح شفافیت مالی و آزادسازی مالی با افزایش در چولگی رشد خروجی می شود که به عنوان معیاری برای ریسک حرکت نزولی به سمت رشد واقعی در نظر گرفته شده است، همانگونه که دانسیره و همکاران، دنبال کرده اند (۲۰۰۸).
با توجه به ادغام مالی، ادبیات مالی بر تاثیر اقدامات ادغام و آزادسازی بازار سهام بر رشد متمرکز شده و تاثیر مثبت آن را پیدا کرده است (بکائرت و همکاران، ۲۰۰۵، ۲۰۰۶، ۲۰۰۷، ۲۰۱۱). با این حال با توجه به دانش ما، هیچ مطالعه تجربی، تاثیر مشترک ادغام مالی و جهانی شدن – که در اینجا به عنوان پیشرفت در شفافیت مالی تعریف می شود – را در چند بعد فعالیت های واقعی، مورد بررسی قرار نداده است. بررسی ادغام مالی و جهانی شدن به عنوان یک پدیده مشخص، مهم می باشد، چرا که ممکن است جهانی شدن برای ادغام مالی که رخ می دهد، لازم باشد اما این موضوع نمی تواند به اندازه کافی تضمین کند که سیستم مالی یک کشور با بازارهای جهانی از طریق تخصیص کارآمد سرمایه، یکپارچه شده است (به عنوان مثال نگاه کنید به عبیاد و همکاران، ۲۰۰۸). توجه به جهانی شدن به عنوان پیشرفت در شفافیت مالی به ما اجازه می دهد تا بتوانیم تحولاتی را در نظر بگیریم که ممکن است به خودی خود لازم بوده و به طور انحصاری توسط آزادسازی مالی اتفاق افتاده و احتمالا به دلیل عدم توسعه محیط سازمانی، به اندازه کافی در شفافیت مالی رشد نکرده باشد (به عنوان مثال استولتز، ۲۰۰۵). به این دلایل، مشخصات تجربی، شامل اقدامات ادغام مالی مجزای از اقدامات جهانی شدن نمی باشد که ممکن است به طور بالقوه تحت تاثیر مشکل متغیر حذف شده قرار گیرد. علاوه بر این، بسیاری از مقالات موجود در ادبیات، از مشخصات تجربی برای تداوم رشد و یا رشد نوسانات استفاده نمی کنند.
در این مقاله به کمک ادبیات مدارک جدیدی را در مورد تاثیر مشترک ادغام مالی و جهانی شدن بر رشد جمعی، نوسانات رشد و اقدامات مرتبط با ریسک واقعی، ارائه داده است. مطالعه ما ارتباط نزدیکی با پوپوف (۲۰۱۱) دارد، کسی که تاثیر اقدامات سطوح شفافیت مالی و آزادسازی مالی را در صنعت رشد تولید و همچنین نوسانات و چولگی رشد خروجی را مورد بررسی قرار داده است. با این حال، او در مقایسه با تجزیه و تحلیل ما، ادغام مالی و جهانی شدن را به عنوان یک تغییر در شفافیت مالی به طور همزمان، مورد تجزیه و تحلیل قرار نداده است. مهم تر اینکه، خصوصیات تجربی او، متوجه تداوم رشد تولید و نوسانات رشد نکرده است.
این مقاله با استفاده از مجموعه داده هایی که شامل داده های ۴۸ کشور در طول دوره زمانی ۱۹۸۵-۲۰۰۸ می باشد، به طور تجربی تاثیر اقدامات بالفعل ادغام مالی و جهانی شدن بر رشد، نوسانات رشد و احتمالا کاهش شدید فعالیت واقعی را بررسی کرده است. یکپارچه سازی مالی از طریق یک اندازه گیری ساده بازدهی اضافی یک کشور از متوسط هر گروه در هر مرحله به دست می آید که مسیر حرکت به سمت برابری عوامل کاهش یافته را مورد توجه قرار داده که از آن برای قیمت معاملاتی دارایی و به عنوان تئوری مالی استاندارد، استفاده می شود. جهانی شدن مالی توسط نرخ رشد به عنوان معیار شفافیت مالی، اندازه گیری می شود. ما همچنین از دو معیار نوسانات جریان سرمایه تا ارزیابی اثرات واقعی و مشترک آن ها بر ادغام مالی و جهانی شدن را ایجاد می کنیم.
ما شواهدی یافته ایم که پیشرفت در ادغام مالی و جهانی شدن، با رشد بالاتر و رشد پایین تر نوسانات مرتبط می باشد در حالی که نوسانات جریان های سرمایه، هیچ تاثیر قابل توجهی بر دو متغیر ندارد. مهم تر اینکه، ما دریافتیم پیشرفت در ادغام مالی و جهانی شدن و همچنین نوسانات جریان سرمایه، به طور قابل توجهی احتمال پایین تر کاهش شدید در فعالیت های واقعی و در نتیجه ارتقای ثبات اقتصاد کلان را پیش بینی می کند. علاوه بر این، تاثیر مثبت ادغام مالی بر ثبات اقتصاد کلان، وقتی قوی تر است که یک کشور در حاکمیت شرکت ها و کیفیت نهادها را بهبود می بخشد. بنابراین، شواهد ما در تضاد با این دیدگاه می باشد که ادغام مالی و جهانی شدن برای چشم انداز واقعی کشور مضر می باشد. در مقابل، نتایج ما نشان می دهد که به نظر می رسد ادغام مالی و جهانی شدن، مزایایی را در قالب رشد کشورهای توسعه یافته، رشد کمتر نوسانات و احتمال کمتر کاهش شدید فعالیت های واقعی به همراه دارد.
در ادامه، این مقاله شامل سه بخش می باشد. بخش ۲، اقدامات ما در مورد ادغام مالی و جهانی شدن را در زمینه تجزیه و تحلیل رگرسیون های پس از آن را ارائه کرده و آمار داده های مورد استفاده در تحقیقات ما را توصیف می کند. بخش ۳، تجزیه و تحلیل رابطه بین ادغام مالی، جهانی شدن و نوسانات جریان سرمایه را برای رشد، نوسانات رشد و اقدامات خطر واقعی سیستمیک را بیان می کند. بخش ۴، نتیجه گیری می باشد. ضمیمه، جزئیات منابع داده ها و اندازه گیری همه متغیرها مورد استفاده را بیان می کند.

بخشی از مقاله انگلیسی:

۱٫ Introduction

A vast empirical literature surveyed by Kose et al. (2009) has analyzed empirically the impact of financial openness and financial liberalization on growth, offering contrasting results. More recently, the 2007–۲۰۰۸ financial crisis and the attendant historically sharp drop in real activity have raised the question of whether financial integration and unfettered globalization can be sources of macroeconomic instability (see, e.g. Stiglitz, 2010). Obstfeld (2009, p. 63) observed that “there is strikingly little convincing documentation of direct positive impacts of financial opening on the economic welfare levels or growth rates of developing countries.” Broner and Ventura (2010) observed that the absence of a consensus regarding the real effects of financial liberalization policies is in part due to the difficulty in separating the effects of such policies from other policies. In particular, it is difficult to disentangle the potentially different effects captured by de-jure and de-facto liberalization measures. Additionally, work by Quinn and Toyoda (2008) indicates that some of the inconclusive results of the literature may be due to problems of measurement of financial openness following liberalization, although some recent studies (e.g. Bonfiglioli, 2008; Bekaert et al., 2009) find a positive impact of financial openness on productivity growth, a key driver of long-term growth. With regard to macroeconomic and financial stability,Kose et al. (2009) observed that “there is little formal empirical evidence to support the oft-cited claim that financial globalization in and of itself is responsible for the spate of financial crises that the world has seen over the last three decades” (op. cit., 2009, p. 28). On the one hand, few studies have examined empirically the relationship between financial openness and growth volatility. Buch et al. (2005) do not find a significant impact of financial openness on growth volatility, while studies that use sectoral or firm level data find the reverse (see e.g. Levchenko et al., 2009; Kalemi-Ozcam et al., 2010; Popov, 2011). On the other hand, those few studies that have focused on the impact of financial openness on financial crises find contrasting results as well. Bekaert et al. (2009) examine the impact of measures of financial openness on a binary indicator of “banking crisis”, and find no significant relationship between financial openness and the probability of a “banking crisis”. Boyd et al. (2010) find some evidence of a positive relationship between financial openness and indicators of systemic bank shocks for country level data, but no relationship between financial openness and the probability of systemic bank failures in Logit regressions based on firm-level data. By contrast, Popov (2011) finds that measures of levels of financial openness and financial liberalization are followed by an increase in the skewness of output growth, which is taken as a measure of downside risks to real growth, as in Rancière et al. (2008). With regard to financial integration, the finance literature has focused on the impact of measures of equity marketintegration and liberalization on growth, finding a positive impact (Bekaert et al., 2005, 2006, 2007, 2011). To our knowledge, however, no study has examined empirically the joint impact of financial integration and globalization – here defined as advances in financial openness – on several dimension of real activity. Examining financial integration and globalization as distinct phenomena is important, since globalization may be necessary for financial integration to occur, but it may not be sufficient to guarantee that a country’s financial system is integrated with world markets in ways that foster an efficient allocation of capital (see, e.g. Abiad et al., 2008). Considering globalization as advances in financial openness allows us to capture developments that may not be exclusively driven by financial liberalization, which, in itself, is necessary but not sufficient to prompt financial openness, possibly because of underdevelopment of the institutional environment (see e.g. Stultz, 2005). For these reasons, empirical specifications that do not include measures of financial integration as distinct from measures of globalization may be potentially affected by an omitted variable problem. Moreover, many papers in the literature do not employ empirical specifications that control for the persistence of growth or growth volatility. This paper contributes to the literature by providing new evidence on the joint impact of financial integration and globalization on aggregate growth, growth volatility and measures of real tail risks. Our study is most closely related to Popov (2011), who considers the impact of measures of levels of financial openness and financial liberalization on industry output growth, as well as volatility and the skewness of output growth. In contrast to our analysis, however, he does not analyze financial integration and globalization as a change in financial openness simultaneously. Importantly, his empirical specification does not take into account the persistence of output growth and growth volatility.1 Using a dataset that includes data for 48 countries during the period 1985–۲۰۰۸, this paper empirically examines the impact of de-facto measures of financial integration and globalization on growth, growth volatility, and the probability of a severe decline in real activity, Financial integration is captured by a simple distance measure of a country’s excess returns from the group average at each date, which tracks the movement toward equality of discount factors used to price traded assets, as dictated by standard finance theory. Financial globalization is measured by the growth rate of a metric of financial openness. We also construct two measures of capital flow volatility to gauge their real effects jointly with financial integration and globalization. We find that advances in financial integration and globalization are both associated with higher growth and lower growth volatility, whereas the volatility of capital flows does not have significant impact on both variables. Importantly, we also find that advances in financial integration and globalization, as well as capital flow volatility, significantly predictlower probabilities of severe declines in real activity, thereby enhancing macroeconomic stability. Moreover,thepositive impact offinancialintegrationonmacroeconomic stability is stronger when a country improves corporate governance and the quality of institutions. Thus, our evidence is at odds with the view that financial integration and globalization in and of themselves are detrimental to country real prospects. On the contrary, our results suggest that financial integration and globalization appear to yield benefits in the form of enhanced countries’ growth, lower growth volatility, and lower probability of severe declines in real activity. The remainder of the paper consists of three sections. Section 2 presents our measures of financial integration and globalization used in the subsequent regression analysis, and describes statistics ofthe data used in our investigation. Section 3 presents the analysis of the relationship between financial integration, globalization and capital flow volatility for growth, growth volatility, and measures of systemic real risk. Section 4 concludes. The Appendix details data sources and measurements of all variables used.